دهم بهمن جشن سده بر ایرانیان خجسته باد

سده  از جشن آتش یادگار ست         
به عالم  تا ابد  آن ماندگارست

سده روزیست کاتش  گشت  پیدا              
 زنورش گشت روشن دشت وصحرا

 
سده جشنی زعهد باستانست  
پدیدارنده ی یک داستانست

روایت کرده پیر توس بر ما
که آتش را چه کس بنموده پیدا

به هوشنگ از شهان  شاهنامه
همی نسبت دهد این  کارنامه

چوانسان شد ازآن نعمت خبردار
به مجمرکرد  وشد دایم نگهدار

ستایش کرده، شکر آورده یزدان
که این رحمت براو  گشته نمایان

به پا جشن و سرور بیکران کرد
چنین روزی به ایران یا د مان کرد

وزان پس شد همه ساله درین روز
به پا  کوهی زهیزم  آتش افروز

به جای آورتوهم  رسم نیاکان 
که این رسمی کهن باشد به ایران

تو هم انبوهی  از  آتش  برافروز
به پنجاه روز مانده  تا به نوروز

به هنگامی که پنهان گشت خورشید 
هوا روشن ،نه از مهتاب و خورشید

زآتش کن هوا را گرم و روشن  
مترس ازسوزسرما،پوش جوشن

مکن هرگز فراموشت وطن  را  
همه  اعیا د ملّی  و کهن   را

چو غیبی گرتو هم ایران پرستی
مشو از یا د آن تا زنده  هستی
چکامه از: پرویز غیبی

درود

پس از چند گاهی دوباره آمدیم و...

شاد باش نوروز 92

جهان است شادان به پندار نیک   زپندار نیک است گفتار نیک

چو پندار و گفتار نیک شد      نیاید ز تو غیر کردار نیک

فرا رسیدن جشن نوروز ، این یادگار کهن ایران زمین را به تمام یادگاران کوروش ، شادباش می گوییم .

يلدا تولد مهر، طولاني ترين شب سال بر ایرانیان خجسته باد

دورترها هنوز ایران و ایرانی بوی خوش زندگی و سرزندگی را در كالبد زمانه سرد و بی انتهای تنهایی حفظ كرده بود.آن روزها كه دستان پینه بسته مادربزرگ، هنوز می‌‏توانست در روزهای سرد و برفی زمستان، بساط كرسی و لحاف و مجمع ِبزرگِ روی آن را برپا كند، دل آدمی سرخوش از روزهای به ظاهر همیشگی و ماندنی، خاطرات عشق و صفا و صمیمیت را با همه لحظات خود به یدك می‌‏كشید. یلدای آن سالهای دور و به یاد ماندنی، هنوز در پستوی سرد و نمور خاطرات دوران كودكی رخ نمایی می كند.اهالی مهربان و بی ادعای این مرز و بوم، روزگاری نه چندان دور، در میان همه سردی و سیاهی زمستان، شبی را پاس می داشتند كه پیش از هر چیز نمایشگر انس و الفتی بود كه كودكان سرخوش و بزرگترهای سبك خیال آن زمان، در زیر لحاف سنگین كرسی و بوی زغال سوخته زیر آنرا ، حس می كردند.شب یلدا، داستان كهنه و دوست داشتنی شبهای دوری است كه همه اهالی یك فامیل، آن را به نشانه عشق و صداقت نهفته در دلهای بی ریا، در جمع ساده و مهربان خود نقل می‌‏كردند.

اهالی قدیم ایران، شبهای پر خاطره یلدا در واپسین روز پاییز را، با توشه‌‏ای از عشق و گرمی به استقبال زمستان سرد و نمور می رفتند و در آغاز این دیدار، هندوانه خنك و آجیل نیروزا را چاشنی شب طولانی سال می‌‏كردند.امروز اما آدمیان محصور در میانه سنگ و چوب و آجر، نه تنها گرمی محبت و عشق را از یاد برده اند، كه حتی با یادآوری شب یلدا و خرج های كلان این شب، همه غم و نگرانی عالم را به یكجا در دل خود می بینند.شهروندان شهر خسته و دود زده ، با تداعی همه وام های عقب افتاده، و نگرانی‌‏های روزمره زندگی خشك و بی روح شهری، شب یلدا را به برگه های فراموش شده آلبوم های قدیمی و اوراق تاریخی سپردند كه در حال تلاشی و فراموشی است.

یلدای این روزها، نه خبری از نقالی های شاهنامه و مثنوی دارد و نه ارمغانی از خنده های از سر دلخوشی گذشته های دور را به یاد می‌‏آورد.این روزها روزمرگی مردمان شهر شیشه و آهن به حدی رسیده است كه شب یلدا را تنها دقیقه ای بیش از شب گذشته می دانند و با سخره همه آیین های گذشتگان و نیاكان، در گرداب هولناك زندگی مغروق غفلت و نادانی خویش هستند.

آیین های به جا مانده از نیاكان ما همواره در معرض تغییر و تبدیل هستند، همانطور كه از درون الزامات جامعه گذشته بیرون آمده و كاربرد پیدا كرده اند، زمانی كه این الزامات از بین برود و ضعیف شود، آیین ها هم حذف می شوند و چیزهای تازه‌‏ای جای آن را می‌‏گیرد.آیین های فولكلوریك، وفاق و یكدلی وهمراهی را به جامعه عرضه می‌‏كردند و جامعه بسته قدیمی كه نیاز به تعاون بیشتری داشته، با آن ها همخوانی داشته است. هر قدر جامعه وسیعتر شود ضرورت تعاون جمعی و اقدامات گروهی ضعیفتر می شود در نتیجه آن آیین ها نیز رو به اضمحلال می روند. بالاترین پیامد این فراموشی فرهنگی را تنش ها، استرس ها، ناراحتی ها، بی اعتمادی ها و تلاش هایی دانست كه فرآیند آن بازده مادی دارد اما خوشبختی و وفاق و همدلی را به همراه نمی آورد..یلدا از آیین های كهن اساطیری ایران است كه از تضادهای طبیعت در فرایند مبارزه دو عنصر اهورایی و اهریمنی در نظام طبیعت به وجود آمده است. بر اساس باورهای اساطیری، دو نیروی موجود در دنیا،‌‏ آنچه نیكی و بدی در طبیعت وجود دارد را بین خود تقسیم كرده اند، اگرچه ساز و كار این تقسیم، بر مبارزه با دو عنصر زیر فرمان نیروهای یاد شده است، اما از درون آن باید یك نظام برادرانه برای اداره عالم به وجود آید.روز با روشنی و زایندگی قلمرو اهورایی یزدان است و شب با سیاهی و تباهی كه در درون خودش دارد اردوی اهریمنی است، سیاهی و تباهی كه در درون شب می گذرد اردوی اهریمن را گرفته است، پلیدی‌‏ها زیر چادر سیاه شب پناه می گیرند و شب هراس آفرین، توانایی بالقوه ای را كه می تواند ثمر بخش و سودآور باشد در خدمت پلیدی می گذارد.شب مصداق سردی است كه زندگی را یخ می زند و باید از گزندش در امان بود و طرفندهایش را بازشناخت،یلدا این شب طولانی و دراز سال، از اردوی اهریمن بیرون آمده و سردی و افسردگی را با خود می آورد.

 

جشن مهرگان

مبارک بادتان یاران که جشن مهرگان آمد 

خجسته بادتان جشنی که از عهد باستان آمد

چنان هرمز و فرودین شکوه مهرگانی بین

که روز مهر و ماه و مهر جهانی شادمان امد

در آیین بَه یزدان وفا برعهد و برپیمان

مهین مهری است اهورایی که مهرش تا سمان آمد

فرو شد ظلم ضحاکی به چاه ظلمت وخواری

فروغ فر آفریدون بر اوج آسمان آمد

ز مهر، ای مهر مه رویان

به آهنگ خوش یاران

به شادی خیز و دست افشان

که فرخ مهرگان آمد

خوشابرعشق و بر ایمان

خوشا بر مهر جاویدان

همیشه این چنین بادا

که جشنی جاودان آمد

چکامه از جمشید زره پوش

نوروز91

هان انجمن شد بر تخت اوي از آن بر شده فره بخت اوي به جمشيد بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند سر سال نو هرمز فرودين بر آسوده از رنج تن، دل ز کين به نوروز نو شاه گيتي فروز بر آن تخت بنشست فيروز روز بزرگان به شادي بياراستند مي و رود و رامشگران خواستند فرارسيدن نوروز91برايرانيان خجسته باد.

برگزاری جشن سده در ایران

برنامه های زرتشتیان و محل برگزاری آيين جشن «سده» در شهرهای زرتشتی نشین ایران در سال 1390

آيين جشن «سده» ازسوي انجمن زرتشتيان اصفهان،در تالار برادران زرتشتي اصفهان، برگزارمي‌شود.  اين آيين از ساعت ١٨و٣٠ دقيقه آغازمي‌شود و ساعت ١٩ با همراهي موبديار بهزاد نيك‌دين، برنامه آتش افروزي برپامي‌شود، گاتهاخواني، سخنراني،نمايش، مسابقه و سپاسداري از دانش‌آموزان برتر دبستاني از ديگر برنامه‌‌هاي اين آيين خواهدبود. درپايان از باشندگان با آش پذيرايي مي‌شود.

لینک خبر

درباره جشن سده

 

ادامه نوشته

وبلاگ گروه

با درود به تمامی خوانندگان گرامی

وبلاگ چهارباغ ۳ساله شد

دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد                                     
بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد

کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست
حتا دل دماوند، آتش فشان ندارد

دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد

روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد

بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما، تیر و کمان ندارد

دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد
نادر، ز خاک برخیز، میهن جوان ندارد

دارا کجای کاری، دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند، دارا جهان ندارد

آییم به دادخواهی، فریادمان بلند است
اما چه سود، اینجا نوشیروان ندارد

سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس، شیر ژیان ندارد

کو آن حکیم توسی، شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

هرگز نخواب کوروش، ای مهر آریایی
بی نام تو، وطن نیز نام و نشان ندارد

بانو سیمین بهبهانی

 

 

16مهر،جشن مهرگان خجسته باد

مبارک بادتان یاران که جشن مهرگان آمد 

خجسته بادتان جشنی که از عهد باستان آمد

چنان هرمز و فرودین شکوه مهرگانی بین

که روز مهر و ماه و مهر جهانی شادمان امد

در آیین بَه یزدان وفا برعهد و برپیمان

مهین مهری است اهورایی که مهرش تا سمان آمد

فرو شد ظلم ضحاکی به چاه ظلمت وخواری

فروغ فر آفریدون بر اوج آسمان آمد

ز مهر، ای مهر مه رویان

به آهنگ خوش یاران

به شادی خیز و دست افشان

که فرخ مهرگان آمد

خوشابرعشق و بر ایمان

خوشا بر مهر جاویدان

همیشه این چنین بادا

که جشنی جاودان آمد

چکامه از جمشید زره پوش

درباره مهرگان

بیست و پنجم اردیبهشت ماه ، روز گرامیداشت حکیم فرزانه طوس ، خجسته باد .

فردوسی بسان کسی می ماند که بر باروی ویران شهری سوخته ایستاده است و شکوه بر باد رفته آن را توصیف می کند . از پیکر مردگان ، کاخ و میدان می سازد و از دود و آتش ، باغ و گلشن . ولی هر چند گاه یکبار به خود می آید و با دیدن وضع دلخراش موجود ، به بی مهری جهان نفرین می فرستد و زبان به پند می گشاید . بدین ترتیب توصیفی که فردوسی از ایران کهن می کند ، عمیقاً با پرسش از هدف و مفهوم زندگی آمیخته است . فردوسی با این پرسش ، شراب همه سخنوران پس از خود را از درد ایران ، درد آلود ساخته است .

ادامه نوشته

آرزوهایی در آغاز سال دیگر

پروردگارا

ای دیگر سازنده دلها و دیده ها

ای گرداننده روزها وشبها

ای دیگر سازنده بودنها و تواناییها

دیگرگون ساز،بودمان را به بهترین بودنها

ادامه نوشته

  10بهمن- جشن سده

 جشن سده،جشن آتش،جشن روشنایی،نور و گرمی ومهر، برمهرآفرینان ومهربانان خجسته باد

 

 

ادامه نوشته

وبلاگ گروه  

وبلاگ چهارباغ دو ساله شد

نخستین نوشتار

منشور حقوق بشر كوروش به زادگاه خود ايران وارد شد

منشور حقوق بشر كوروش پس از مدت ها انتظار و برای نخستين بار پس از پيروزی انقلاب اسلامی، بامداد امروز جمعه 19 شهريورماه با تدابير خاص امنيتی از موزه بريتانيا به زادگاه خود ايران وارد شد.

 

ادامه نوشته

شادباش

درودی به زيبايی نام اهورامزدابه بزرگی نام ايران به گرمی آتش زرتشت به زرينی برگهای تاريخ ماد و آريايی تقديم به تو كه از نسل كوروش بزرگی

محسن گرامی زادروزت خجسته باد

ادامه نوشته

فرهنگ و تمدن ایران باستان -عیلامی ها

دین

به اعتقاد عیلامی ها ، عالم پر از ارواح بود که بسیاری از این ارواح مورد پرستش عیلامی ها قرار داشتند و خدای شهر یا ناحیه ای محسوب می شدند . یک الهه مؤنث به عنوان مادر خدایان بود و خدایان دیگر در زیر دست او پرستیده می شدند .بعدها خدای مذکری به نام هومبان جای او را گرفت و فرزند وی به نام هوتران نیز مورد پرستش واقع شد . در زمانی که شوش به پایتختی عیلام رسید ، خدای اینشوشیناک ( خدای شوش ) در مقام برترین خدایان قرار گرفت . از خدایان مشهور دیگر عیلامی ، ناهونته ( خدای خورشید ) بود .

ادامه نوشته

حکیم ابوالقاسم فردوسی

بیست و پنجم اردیبهشت ماه ، روز گرامیداشت حکیم فرزانه طوس ، خجسته باد .

فردوسی بسان کسی می ماند که بر باروی ویران شهری سوخته ایستاده است و شکوه بر باد رفته آن را توصیف می کند . از پیکر مردگان ، کاخ و میدان می سازد و از دود و آتش ، باغ و گلشن . ولی هر چند گاه یکبار به خود می آید و با دیدن وضع دلخراش موجود ، به بی مهری جهان نفرین می فرستد و زبان به پند می گشاید . بدین ترتیب توصیفی که فردوسی از ایران کهن می کند ، عمیقاً با پرسش از هدف و مفهوم زندگی آمیخته است . فردوسی با این پرسش ، شراب همه سخنوران پس از خود را از درد ایران ، درد آلود ساخته است .

ادامه نوشته

بررسی و نقد نظریات هرودوت در باب ایران زمان مادها و هخامنشیان

 هرودوت را « پدر تاریخ » خوانده اند و تألیفات او کهن ترین اثری است که از مورخین دوران باستان درباره ایران و بطور کلی در باب تمدنهای جهان باستان بویژه تاریخ ملتهای کهن شرق نگاشته شده است . وی از اهالی « هالی کارناس » ، یکی از مستعمرات یونانی در آسیای صغیر ، بود که از ۴۸۴ تا ۴۲۵ پیش از میلاد می زیسته است . خانواده هرودوت از اشراف این منطقه بود و به همین دلیل ، وی از زندگی مرفهی برخوردار بود ؛ اما بواسطه اوضاع نابسامان شهر و برخی علل سیاسی به ترک موطن خود و سفر به جزیره « ساموس » ناچار شد . وی بعدها در آتن با « سوفکل » ، شاعر شهیر یونان ، آشنا شد .

ادامه نوشته

تاریخ ایران باستان- ماد(7)

علل سقوط شاهنشاهی ماد

با توجه به آنچه که تا بحال درباره شاهان مادی گفته شد ، بخصوص با توجه به گفته های هرودوت درباره سقوط حکومت ماد ، هرچند که اغراق آمیز و افسانه آمیز جلوه کند ، می توان به نتایج مهمی  دست یافت که درادامه مطلب آمده است.

ادامه نوشته

تاریخ ایران باستان- ماد(6)

آستیاگ و سقوط شاهنشاهی ماد ( ۵۸۴ تا ۵۵۰ پیش از میلاد )
ادامه نوشته