تاریخ ایران باستان- ماد(6)
آستیاگ و سقوط شاهنشاهی ماد ( ۵۸۴ تا ۵۵۰ پیش از میلاد )
آستیاگ ( آژدهاک ) که در منابع بابلی او را ایختویگو ( Ikhtovigo ) نامیده اند ، فرزند کیاکزار بود که پس از مرگ او زمام امور شاهنشاهی ماد را در دست گرفت . او سی و پنج سال حکومت کرد و با میراثی که پدر برای وی باقی گذاشته بود ، توانست دوره طولانی فرمانروایی خود را در عیش و عشرت و شادکامی بگذراند . کاخها ، باغها ، گردشگاهها و شکارگاههای مادی در این دوره از شهرت بسیاری برخوردار بود . توسعه قلمرو و نیروی حکومتی ، ثروت بیکرانی که از ممالک تابعه به خزانه سرازیر می شد ، درباری با شکوه و پرتجمل را به وجود آورده بود که تشریفات و جلال آن با دربارهای عیلام و آشور بر باد رفته و با بابل کهنسال برابری می کرد . آستیاگ فرمانروایی سفاک ، مغرور و عشرت طلب بود و همین صفات و عیش و نوشهای درباری سبب شد که حکومت را در اوج قدرت و عظمت به سراشیبی سقوط سوق دهد .
مهمترین اقدام سیاسی این دوره ، ادامه جنگهای زمان کیاکزار با کشور لیدی بود که آن نیز به نتیجه ای نرسید و سرانجام به دنبال این نبردهای بی حاصل ، معاهده صلحی بین دو طرف منعقد شد که طی آن دختر فرمانروای لیدی به همسری آستیاگ در آمد ؛ بدین ترتیب ، دشمنی ها تبدیل به دوستی شد ؛ این خویشاوندی موجب شد که مادها در مورد حاکمیت بر لیدی حقی برای خود قائل شوند . کرزوس ، برادر همسر آستیاگ ، در آینده ای نه چندان دور ، فرمانروای لیدی شد که این موضوع در نبردهای بعدی بین ایران و لیدی تأثیر گذارد .
نظام حکومتی مادها نوعی حکومت اداری – مذهبی بود که ریشه در نحوه نظام قبیله ای آریایی در سرزمین های اولیه داشت و به گونه موروثی در نزد آنان باقی مانده بود . بدین جهت ، مغان یا روحانیان زردشتی نقش مؤثری در حکومت ایفا می کردند . آنان از جایگاه والایی برخوردار و دارای مقامات اداری بودند . از این رو ، آستیاگ روابط نیکو و نزدیکی با مقامات روحانی داشت ؛ حتی بنا به گفته کتزیاس ، مغی به نام « اسپیتام » که داماد آستیاگ بوده ، برای جانشینی وی در نظر گرفته شده بود ؛ اما هیچگاه این کار عملی نشد ؛ زیرا رویدادهای دیگری در کار بود که مسیر زندگی حکومت ماد را منحرف کرد و آنرا به نابودی کشانید . چگونگی این دگرگونی را در میان منابع ، بیش از همه در تاریخ هرودوت می یابیم که به تفصیل آنرا بیان داشته است . او می نویسد : آستیاگ دختری به نام « ماندانا » داشت . شبی آستیاگ درباره این دختر خوابی دید که معبران آنرا به توسعه نیروی ماندانا و خانواده اش در آینده تعبیر کردند . بدین جهت ، آستیاگ از بیم آینده ، دختر خود را به همسری یک والامقام پارسی درآورد ؛ نه به همسری یک شخصیت مادی . همسر او ، « کمبوجیه » نام داشت و فرمانروای پارس بود . از نظر آستیاگ ، کمبوجیه مردی صلحجو و آرامش طلب بود و نیز از لحاظ مقام و نژاد در ردیف یک فرد متوسط مادی به شمار می رفت ؛ زیرا مادها خود را از همه اقوام و ملل برتر می دانستند . پس از آنکه ماندانا باردار شد ، بار دیگر آستیاگ خوابی دید که آن نیز نمودار شوکت و قدرت آینده فرزند در راهش بود . او برای جلوگیری از خطر این قدرت ، یکی از نزدیکان و خویشان خود به نام « هارپاگ » را مأمور کرد تا پس از زایمان دخترش ، طفل را به قتل برساند ؛ اما هارپاگ چنین نکرد و طفل را پس از تولد به چوپان املاک آستیاگ سپرد تا او را بزرگ کند . کودک ، که او را « کوروش » نام نهادند ، همان کسی است که بعدها به « کوروش کبیر » شهرت یافت . کوروش زمانی که به نوجوانی رسید ، کارهایی کرد که حاکی از اصالت ، هوش و ذکاوت او بود . سرانجام ، این راز آشکار شد و آستیاگ از شباهت این جوان با خود و از کارهای شگفتی که از وی سر می زد ، دریافت که این همان فرزند ماندانا است . او در این باره از هارپاگ سؤال کرد . هارپاگ به ناچار حقیقت ماجرا را باز گفت و آستیاگ دستور داد فرزند هارپاگ را کشتند و در ضیافتی که ترتیب داد و هارپاگ نیز در آن حضور داشت ، از گوشت او خوراکی ساختند و همراه با سایر خوراکها ، هارپاگ گوشت فرزند خود را خورد و پس از آنکه دریافت ماجرا چه بوده ، عکس العملی نشان نداد و انتقام را به زمانی مناسب موکول کرد .
چنین تصمیم گرفته شد که کوروش را به پارس فرستند تا جانشین پدرش کمبوجیه شود . بزرگان ماد نیز بار دیگر وفاداری خود را نسبت به آستیاگ اعلام داشتند و او را به پادشاهی مطمئن ساختند . آنان گفتند : ما مادی هستیم و از یک فرمانروای مادی اطاعت می کنیم نه از یک پارسی ؛ زیرا آنگاه قوم پارس بر ما چیره خواهد شد . بدین ترتیب ، آستیاگ آسوده خاطر شد ؛ اما هارپاگ که در انتظار انتقام گرفتن از آستیاگ بود ، در نهان با کوروش ، ارتباط برقرار کرده ، منتظر فرصت مناسب بود . از آنجائی که آستیاگ ، مغرور و سفاک بود و بسیاری از سران حکومت را چنان از خود رنجانیده بود که آنان از زندگی خویش بیم داشتند ، هارپاگ از این ماجرا سود جست و این گروه را با خود همراه کرد تا آستیاگ را از میان بردارند و کوروش را به جایش به پادشاهی برگزینند . او در نهان ، با کوروش مذاکره و او را به این کار دعوت کرد . با توجه به شخصیت کارآمد و نبوغ آمیز کوروش و با نیروی فراوانی که پارسها یافته بودند ، او این دعوت را پذیرفت و قبایل متعدد پارسی را برای جنگ آماده کرد . کوروش طی سخنرانی مهیج و پرشوری آنان را به شورش برای سروری بر ایران و یک زندگی برتر فراخواند ؛ همگی این درخواست را پذیرفتند و با او پیمان بستند و آماده سرنگونی حکومت ماد شدند .
در اولین نبرد ، کوروش به سختی شکست خورد و تا سرزمین اصلی خود ، یعنی پارسه تا حوالی پاسارگاد عقب نشینی کرد ، اما پشت حصار پاسارگاد ، طی جنگهایی طولانی و به دنبال خیانت هارپاگ به آستیاگ ، که تعدادی از بزرگان مادی را با خود همراه کرده بود ، در جنگ نهایی ، آستیاگ شکست خورد و اسیر کوروش شد . آنگاه هارپاگ به دیدن وی رفت و کارهای زشت او را به یادش آورد . کوروش نیای خود را تا آخر عمر نزد خویش نگاه داشت و نه تنها به وی آسیبی نرسانید ، بلکه در نهایت احترام با او رفتار کرد . بدین ترتیب ، آستیاگ پس از سی و پنج سال حکومت توأم با غرور و نعمت ، به سال ۵۵۰ قبل از میلاد جای خود را به کوروش داد ؛ در حالی که حکومت ماد سقوط کرد و این بار پارسها جای مادها را گرفتند و برتری قومی به آنان منتقل شد .
به قول هرودوت ، مادها مدت صد و بیست و هشت سال بر قسمتی از آسیا که « آنسوی رود هالیس بود » حکومت راندند .
ادامه دارد .......................
یاریگانان :
- دیاکونوف ، ا . م .، تاریخ ماد ، ترجمه کریم کشاورز ، تهران ، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، ۱۳۴۵ خورشیدی .
- زرین کوب ، عبدالحسین ، تاریخ مردم ایران ، جلد اول ، تهران ، انتشارات امیر کبیر ، ۱۳۶۴ خورشیدی .
- فره وشی ، بهرام ، ایران ویج ، تهران ، انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ پنجم ، ۱۳۷۹ خورشیدی .
- کالیکان ، ویلیام ، مادیها و پارسیها ، ترجمه گودرز اسعد بختیار ، تهران ، انتشارات بی تا ، ۱۳۵۰ خورشیدی .
- کامرون ، جورج ، ایران در سپیده دم تاریخ ، ترجمه حسن انوشه ، تهران ، انتشارات علمی فرهنگی ، ۱۳۷۴ خورشیدی .
- گیرشمن ، رمان ، ایران از آغاز تا اسلام ، ترجمه محمد معین ، تهران ، نشر چشمه ، ۱۳۸۰ خورشیدی .
- هرودوت ، تاریخ هرودوت ، ترجمه هادی هدایتی ، جلد اول ، تهران ، انتشارات دانشگاه تهران ، ۱۳۴۱ خورشیدی .