نقد نظریات هرودوت در باب تاریخ ایران زمان مادها و هخامنشیان

   با توجه به اینکه در نگارش تاریخ ایران باستان زمان مادها و هخامنشیان ، یکی از منابع کتاب تواریخ هرودوت است ،نظریات هرودوت را در باب مادها و هخامنشیان ، مورد نقد و بررسی قرار میدهم .

 هرودوت را « پدر تاریخ » خوانده اند و تألیفات او کهن ترین اثری است که از مورخین دوران باستان درباره ایران و بطور کلی در باب تمدنهای جهان باستان بویژه تاریخ ملتهای کهن شرق نگاشته شده است . وی از اهالی « هالی کارناس » ، یکی از مستعمرات یونانی در آسیای صغیر ، بود که از ۴۸۴ تا ۴۲۵ پیش از میلاد می زیسته است . خانواده هرودوت از اشراف این منطقه بود و به همین دلیل ، وی از زندگی مرفهی برخوردار بود ؛ اما بواسطه اوضاع نابسامان شهر و برخی علل سیاسی به ترک موطن خود و سفر به جزیره « ساموس » ناچار شد . وی بعدها در آتن با « سوفکل » ، شاعر شهیر یونان ، آشنا شد .

  هرودوت سفرهایی به فنیقیه ، سوریه ، قبرس ، مصر ، بخش شمالی کرانه دریای سیاه ، تراکیه و بابل و شاید سرزمین ماد و پارس و سپس مقدونیه نمود . در سفر نخست تا سرزمین سکاها پیش رفت و در سفر دوم شگفتیهای سرزمین مصر را مشاهده کرد و بعدها آداب اجتماعی ، مراسم دینی و سنتهای آنها را در اثر معروف خود به رشته تحریر درآورد که مورد توجه یونانیان قرار گرفت . هرودوت در سال ۴۴۵ پیش از میلاد کتاب خود را در حضور گروهی از بزرگان یونان قرائت کرد و مجلس ملی یونان نیز مبلغی را به عنوان پاداش برای او تصویب کرد .

  زندگی خصوصی هرودوت در پرده ای از ابهام باقی مانده است ؛ اما مفسرین تاریخ با تکیه بر تألیفات وی در باب شیوه تفکر و جهان بینی او اظهار نظر کرده اند . سیسرون ، خطیب و سیاستمدار نامدار روم ( ۱۰۷ تا ۴۳ پیش از میلاد ) ، وی را « پدر تاریخ » خوانده و دنیس هالی کارناسی ، مورخ یونانی معاصر ژولیوس سزار ، هرودوت را برتر از تمامی مورخان پیشین دانسته است . در مقابل این آراء ، گروهی دیگر از منتقدان آثار تاریخی ، نسبت به بی طرفی هرودوت در نقل تاریخ تردید نموده اند . ارسطو سبک نثر او را می پسندد ، اما او را افسانه گو می خواند و نادرستی نظریاتش را در باب علوم طبیعی نمایان می سازد . توسیدید ، مورخ مشهور یونانی و راوی جنگهای پلوپونس ، هرودوت را نویسنده ای می داند که به نگارش حقایق تمایلی ندارد . کتزیاس ، پزشک دربار داریوش دوم و اردشیر دوم ، اطلاعات هرودوت را درباره کوروش بزرگ ، داریوش و خشایار نادرست می داند و یوسف فلاوی ، مورخ یهودی سده نخستین میلادی ، از اثبات نادرستی گزارش های هرودوت به وسیله مورخین پیشین سخن می گوید . استرابون ، جغرافیدان نامدار در نیمه دوم سده پایانی پیش از میلاد تا نیمه سده نخست میلادی ، افسانه های شاعرانی چون هومر و هزیود را معتبرتر از آثار هرودوت می شمارد .

  مورخین معاصر نیز در باب هرودوت اظهار نظرهایی نموده اند که حاصل بررسیهای واقع بینانه در آثار او و تطبیق آنها با دیگر شواهد تاریخی و باستان شناسی ، به ویژه در یکی دو قرن اخیر است . تازه ترین بررسی ها گواه آن هستند که امروزه مورخ باید در به کار گیری اخبار و اطلاعات مورخان کلاسیک درباره مادها و هخامنشیان ، که بوسیله هرودوت به آنان انتقال یافته است ، حد و مرزی قائل شده و تمام اظهارات این مورخان را نپذیرد .

  امروزه با مقایسه تاریخ هرودوت با دیگر منابع تاریخ ماد و پارس ، روشن شده است که هرودوت در نگارش تألیف خود بیش از منابع کتبی به منابع شفاهی تکیه داشته است . خود این مورخ بر این نکته اذعان دارد که اخبار خود را از مطلعان شنیده است ( کتاب اول صفحه ۹۵ ) . منتقدان اظهار نموده اند که احتمالاً هرودوت در نگارش تاریخ ماد از اظهارات یکی از اخلاف هارپاگ ( کسی که در سقوط پادشاهی ماد نقش مؤثری داشته است )  سود جسته که اطلاعات موثق ولی یک جانبه ای را در اختیار او گذاشته است . در باب تاریخ هخامنشیان نیز اطلاعات زوپیر ، که به آتن مهاجرت کرده ، به همین ترتیب بوده است ؛ بنابراین ، می توان نتیجه گرفت که به رغم امانتداری و انصافی که هرودوت در کتاب خود نشان داده است ، به دلیل نادرستی و بی امانتی کسانی که اطلاعات نادرست در اختیار او گذاشته اند ، تألیف وی خالی از اطلاعات غیر واقع و مغرضانه نیست .

  یکی دیگر از اشکالات گزارش های هرودوت این است که وی با وجود دسترسی به منابع متعدد ، غالباً تنها یکی از آنها را که به نظرش به حقیقت نزدیک تر بوده ، ذکر کرده است . بنابراین ، اعتماد مطلق به برداشتهای تاریخی او ، به ویژه درباره تاریخ وقایع ، همواره امری شایسته نیست . بر همین اساس ، هرودوت ، مدت فرمانروایی مادها را ۱۲۸ سال ذکر کرده است که با واقعیات موجود منطبق نیست و به دلیل همین اشتباه ، تاریخ وقایع پس از آن نیز ، نادرست به نظر می آید . همین اشکال در ارقامی که هرودوت نقل می کند نیز به چشم می خورد . مثلاً ۲۲ سال پادشاهی فرااورتس ( فره ورتیش ) را ۲۸ سال ذکر کرده است و از این قبیل ارقام مصنوعی در گزارش های او زیاد دیده می شود .

  راویان اخبار مربوط به تاریخ هخامنشیان نیز گاه ، آگاهیهای نادرست و آلوده به غرض در اختیار هرودوت قرار داده اند ؛ برای مثال بنا بر برداشتها و استنباطات هرودوت از منشأ هخامنشیان ، که متکی بر اخبار و شنیده های وی در سده پنجم پیش از میلاد است ، کشور گشائیهای کوروش عبارت از شبیخونهای قبایلی چادرنشین بوده است که برای غارت و کسب غنیمت به سرزمینهای دیگر می تاخته اند . در حالیکه شواهد دیگر از دوره های پس از هرودوت نشان می دهند که واقعیت امر چنین نبوده و پارسها صرفاً قبایلی چادرنشین نبوده اند ؛ زیرا گزنفون ، اصلاحات نظامی گسترده ای را به پارسها نسبت می دهد : سازماندهی فرماندهی سپاه بر اساس نظام ده نفری ( کتاب دوم ، فصل یکم ، صص ۲۴ – ۲۲) ، تجهیز نیروی سواره نظام ( کتاب چهارم ، فصل سوم ، صص ۲۴ – ۲۳ و کتاب پنجم ، فصل چهارم ، صفحه ۱ ) و ارابه سواران ( کتاب ششم ، فصل هفتم ، صص ۳۰ – ۲۷ و ۵۴ – ۵۰ ) . بنابراین و با چنین سازماندهی نظامی نمی توان نظر هرودوت را مبنی بر اینکه پیروزی کوروش بر مادها ، حاصل تصادف و بخت و اقبال و ناشی از خیانت های اطرافیان آستیاگ بوده است به آسانی پذیرفت . منابع دیگر ، از جمله اسناد بابلی ، بسیاری از آگاهی های هرودوت را مورد تردید قرار داده اند . با این حال ، شگفت آن است که هرودوت چه در دوران باستان و چه در عصر حاضر ، به اتهام طرفداری از شرق و آسیایی ها و به گفته یونانی ها و رومی های متعصب ، به دلیل احترام به بربرها ، مورد حمله قرار گرفته است . گروهی وی را افسانه پرداز و داستان ساز خوانده اند . پلوتارک ، مورخ سده نخست میلادی ، کتابی تحت عنوان « غرض ورزی هرودوت » تألیف نموده است . گروهی از دانشمندان معاصر نیز در رد وی نظر داده اند .

  اما با این همه ، می توان گفت در واقع هرجا که  هرودوت با اشخاص مطلع و درستکار ارتباط دارد نوشته های او با اسناد و مدارک باستانشناسی و یافته های جدید هماهنگ و منطبق است . در اینجا باید متذکر شوم که آنچه در باب اشکالات تألیف هرودوت گفته شد نباید خدشه ای به دسترنج پدر تاریخ وارد سازد . هرودوت در تنظیم مطالب و مندرجات کتاب خود متحمل زحمات فراوانی شده است و در پاره ای از گزارشات خود به حدی دقت و امانت به کار برده که مایه شگفتی است . برای نمونه ، پس از قرائت کتیبه های داریوش اول بود که همگان دریافتند گزارش هرودوت در باب گئومات مغ و اسامی شش تن از توطئه کنندگان تا چه حد با حقیقت منطبق بوده است .

  تألیفات هرودوت در نه جلد صورت گرفته است و هر جلد به یکی از خدایان تاریخ ، موسیقی ، کمدی ، تراژدی ، رقص ، شعر ، ستارگان و بیان اختصاص یافته است . وی در تألیف آثار خود احتمالاً از آثار مورخینی نظیر هکاته سود جسته ، اما مأخذ اساسی وی بیشتر مشاهدات خود او و نقل قولها و روایاتی است که مستقیم یا غیر مستقیم از دیگران شنیده است . جمع بندی انتقاداتی که از هرودوت شده بدین ترتیب است :

- افسانه پردازی : هرودوت دوران کودکی و رشد کوروش را بر اساس افسانه های عامیانه و غیر واقعی نقل می کند ( کتاب اول ، صص ۱۳۰ – ۱۰۷ ) . درباره زندگی کوروش هر سه روایت وی که به گفته خود او از مطلعین پارسی که « خواسته اند صرفاً حقیقت را بیان کنند » و نیز روایاتی که از ژوستن و نیکلای دمشقی ( نیکلائوس دمشقی ) به نقل از کتزیاس ارائه می دهد ، بی تردید زاییده مقاصد سیاسی و تبلیغاتی است .

  در جای دیگر هرودوت به شرح نخستین آشنایی پارسیان با یونان از طریق دموکدس ، طبیب دربار داریوش ، می پردازد . این طبیب یونانی که مورد توجه خاص آتوسا ، همسر داریوش ، بود مأموریت یافت تا با گروهی از ایرانیان برای شناسایی یونان به آن ناحیه برود ؛ اما هرودوت این موضوع را با افسانه هایی درآمیخته است که امروزه جدا کردن واقعیات از آن امری بسیار دشوار می نماید . اصولاً مورخین بر آنند که هرودوت همواره مسائل مهم تاریخی را با افسانه پردازی آمیخته است .

- اشتباه در ارائه سال های تاریخی : برخی زمان بندی ها و سال هایی که ارائه نموده نادرست است ؛ از جمله تاریخ لشکرکشی کوروش به لیدی یا تاریخی که در باب شورش بابل در زمان داریوش ارائه می کند ( کتاب سوم ، صص ۱۵۹ – ۱۵۰ ) و گزارشی که درباره لشگرکشی داریوش علیه سکاهای اروپا داده است ( کتاب چهارم ، صفحه ۱ ) .

- ارائه اعداد و ارقام نادرست : هرودوت در نقل ارقام و اعداد دقت لازم را به کار نبرده است . در لشگر کشی داریوش علیه سکاها تعداد کشتیهای داریوش ۶۰۰ فروند و سپاهیان ایران ۷۰۰ هزار تن بدون محاسبه نیروی دریایی است ! ( کتاب چهارم ، صفحه ۸۷ ) ، همچنین ارقام ناوگان پارسی و تعداد کشته شدگان جنگ ماراتن تخیلی است ( کتاب ششم ، صص ۱۱۷ – ۹۵ ) .

- ارائه روایات به صورت گزینشی : از جمله این موارد جنگ کوروش با بابل که در آن بخش مفصلی به عادات و رفتار مردم بابل تخصیص می دهد ؛ اما از تاریخ دقیق فتح بابل سخن نمی گوید . نظیر همین شیوه عملکرد را درباره جنگ کمبوجیه با مصر و جنگ داریوش با سکاها ملاحظه می کنیم . هرودوت به شرح و تفصیل خصوصیات و ویژگیهای اقوام سکایی پرداخته است بدون اینکه درباره جنگ داریوش با این اقوام گزارش تاریخی ارزشمندی ارائه دهد ( کتاب چهارم ، صص ۴۰ – ۱ ) . همین گزینشی عمل کردن هرودوت سبب می شود که وی مسائلی را که مورد علاقه و توجه مورخ امروز است ، بی پاسخ بگذارد . کتابهای هفتم ، هشتم و نهم هرودوت ، صرفاً به گزارش تهیه مقدمات شکست خشایارشا ، امپراطور هخامنشی ، پرداخته و سایر مسائل مهم تاریخی را مسکوت گذاشته است ، جز اینکه در پایان اثر خود شخصیتی منحط از خشایارشا ارائه می دهد که نمی توان تمام گزارشهای او را در این زمینه واقعی انگاشت . این وضعیت درباره دیگر منابع مورخین کلاسیک نیز صادق است .

- ارائه اخبار نادرست : هرودوت برخی اخبار و روایات را نادرست گزارش نموده است که امروزه مورخین نادرستی آنها را به اثبات رسانیده اند . علت این امر غالباً به دلیل آن بود که هرودوت اخبار خود را از افراد گوناگون و بصورت شفاهی دریافت می کرد ؛ از جمله درباره کمبوجیه می گوید : « از نظر من از هر جهت مسلم و محرز است که کمبوجیه طعمه جنون بسیار شدیدی بوده است » ( کتاب سوم ، صفحه ۳۸ ) ، وی رفتار ناشایسته ای را به کمبوجیه نسبت می دهد ( کتاب سوم ، صص ۳۸ – ۳۷ ) و او را به « نخوت و غرور آزار دهنده » متهم می کند ( کتاب سوم ، صفحه ۸۰ ) .

- تناقض در گزارش ها : تناقض در گزارشهای هرودوت گاه به حدی آشکار است که خواننده را دچار ابهام و سردرگمی می کند : وی اعلام می کند که نظام هدیه دادن اقوام تابعه به پادشاه هخامنشی در دوره داریوش به نظام خراج پرداختن ، تبدیل شد ( کتاب سوم ، صفحه ۸۹ ) ؛ اما بعد خود او از اقوام هدیه دهنده به داریوش نام می برد ( کتاب سوم ، صفحه ۹۷ ) .

- یونانی گرایی : در بسیاری موارد تصویری که از پارسها بدست می دهد به دنبال ذوق و خواست یونانیان است به طوری که بعضی از مورخین به وی صفت « یونانی گرا » نسبت داده اند . بنا به گزارش هرودوت ، جامعه پارسی ، قبیله ای چادر نشین است و بکلی از بازار و تجارت بی اطلاع . بدین جهت میدان و محلی برای بازار ندارند ( کتاب اول ، صفحه ۱۲۵ ) و چون چیزی برای خرید و فروش ندارند قدم به بازار نمی گذارند . در جامعه پارسیان وام گرفتن و وام دادن قدغن است ( کتاب اول ، صفحه ۱۳۸ ) ؛ در حالی که الواح بابلی دوران کمبوجیه نشاندهنده گسترش تجارت و بانکداری در این دوران است .

با تمام این انتقادات ، هرودوت پدر تاریخ است و قابل احترام . روحش شاد .

 

یاریگانان :

- ارانسکی ، مقدمه فقه اللغه ایرانی ، ترجمه کریم کشاورز ، تهران ، ۱۳۵۸ خورشیدی .

- بریان ، پیر ، تاریخ امپراطوری هخامنشیان ، ترجمه مهدی سمسار ، تهران ، ۱۳۷۸ خورشیدی .

- پلوتارک ، حیات مردان نامی ، ترجمه رضا مشایخی ، تهران ، ۱۳۳۶ خورشیدی .

- دیاکونوف ، ا . م . ، تاریخ ماد ، ترجمه کریم کشاورز ، تهران ، ۱۳۷۹ خورشیدی .

- واندنبرگ ، لویی ، باستان شناسی ایران باستان ، ترجمه عیسی بهنام ، تهران ، ۱۳۷۹ خورشیدی .

- هرودوت ، تواریخ ، ترجمه هادی هدایتی ، تهران ، ۱۳۴۰ خورشیدی .

- Cameron , G .; History of Early Iran ; Chicago , 1936 .