شادباش جشن نوروز ( يادگار جمشيد جم )

جهان است شادان به پندار نیک   زپندار نیک است گفتار نیک

چو پندار و گفتار نیک شد          نیاید ز تو غیر کردار نیک

فرا رسیدن جشن نوروز ، این یادگار کهن ایران زمین را به تمام یادگاران کوروش ، شادباش می گوییم .

جشن چهارشنبه سوري

از جمله جشن های آریایی ، جشن های آتش است . امروزه تنها « جشن سوری » ، معروف به « چهارشنبه سوری » و نیز « جشن سده » برایمان به یادگار مانده است و در مورد جشن های فراموش شده ی آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهریورگان » یا « آذر جشن » می توان اشاره داشت . آتش نزد ایرانیان مظهر روشنی ، پاكی ، طراوت ، سازندگی ، زندگی ، سلامت و تندرستی و در نهایت بارزترین تجلی خداوند در روی زمین است.

ادامه نوشته

نوروز زايشي دوباره-بخش پایانی

خسرو صادقی بروجنی www.koukh.blogfa.com

فروهر انسان ها‌، پس از جدايي روح از هيولاي مادي ،راهي جهان بالاتر مي‌شود، اما درآن جهان نيز همراه با هيولاي مادي اش در پيوند است ودر پايان هر سال براي سر كشي از بازماندگان هيولاي مادي اش فرود مي‌آيد. ايرانيان باستان وزرتشتيان با روشن كردن آتش وساختن تنوره دود بربام‌ها، فروهرها را به خانه خويش راه مي‌نمودند.آتشي كه امروز به نادرست آتش چهارشنبه سوري ناميده مي‌شود .‹‹سور›› درزبان پهلوي به معني سرخ است وواژه ‹‹سور›› به معني ‹‹مهماني›› اززبان مغولي به پارسي راه يافته است .بنابراين اصطلاح چهارشنبه سوري نمي‌توانسته است پيش از اسلام وجود داشته باشد، زيرا واژه ‹‹شنبه›› ريشه‌اي سامي دارد وروز شماري پيش از اسلام به جاي شمردن نام‌هاي هفته، با شمارش نام‌هاي سي روز ماه انجام مي‌گرفت. ايرانيان باورداشتند كه درآن ده روز فروهرهاي (ارواح) درگذشتگان به هنگام نوروز سري به خانه‌هاي خود مي‌زنند وانتظاردارند كه خانه‌اش ترو تازه وبا طراوت باشد‌.

ادامه نوشته

نوروز زايشي دوباره-بخش نخست

خسرو صادقی بروجنی www.koukh.blogfa.com

 كوشش براي يافتن تاريخ آغاز جشن نوروز كاري بيهوده است وبراي دريافتن اين امر نبايد در پي چيزي بغرنج وپيچيده باشيم. آيين نوروز همانند پديد آمدن جوانه يا شكوفه‌اي، آرام وبي صدا ودرنهايت سادگي ،به خودي خود در جامعه‌اي ساده وروستايي پديد آمده‌است وازاين روي نمي‌تواند آغازي بغرنج داشته باشد.

 

ادامه نوشته

یادی از بنیانگذار تحصیلات ایران باستان در ایران

استاد پورداوود از دیدگاه دکتر یارشاطر

دکتر احسان اله یار شاطر از با کفایت ترین شاگردان و یکی از مورد اعتماد ترین دوستان استاد در طی مقاله ای، خاطره نخستین دیدار خود با استاد و اولین سالهای تحصیل در دانشگاه تهران یاد کرده و می نویسد:
پورداود استاد من بود، در سال 1318 از آلمان به ایران آمد. گفتند دانشمندی به ایران می آید که زبانهای ایران باستان می داند و اوستا را ترجمه کرده است. من در دانشکده ادبیات تحصیل می کردم و اسم پورداود را از آثارش می شناختم. در آن ایام زبانهای باستانی در ایران تدریس نمی شد و اطلاع درستی از فرهنگ و ادبیات ایران باستان در میان نبود، ترجمه ی اوستای پورداود که در هندوستان در چند جلد طبع شده بود و جلد های زرد کاغذی داشت ندرتا در بازار ایران پیدا می شد. کمی پیشتر هرتسفلد برای چند تنی مثل بهار و کسروی و مینوی که خواستار شده بودند، زبان پهلوی تدریس کرده بود و اینان نیز از آگاهی نویافته را گاه در آثار خود منعکس می کردند و فرهنگ باستانی ایران مثل سواری که از دور بتازد و یا منظره ای که به تدریج در افق نمودار شود کم کم شکل می گرفت و چشمها را به خود می خواند. اما شوقی که برای شناختن این فرهنگ کهن در برخی دلها راه یافته بود هنوز به سامان نمی رسید، چون این رشته معلم نداشت و از ایرانیان هنوز کسی به آن رو نیاورده بود.

ورود پورداود این شوق نوخاسته را به جان بخشید پورداود از دیار علم می آمد و ما چشم به راه داشتیم تا برسد و ما را نیز به گنجی که خود بدان راه برده است راهبر شود. ایران باستان برای ما دورانی خیال انگیز بود. بعد زمان آن را در چشم ما می آراست و آیینه آرزو می کرد. ابهامش امیدهای ما را نرم در خود می نشاند و عیوب محتمل را پرده می گرفت. به یاری دانشی محدود و خیالی چیره و آرزویی فراخ، از دورنمای تاریخی خود جهانی پرشکوه و سرافراز ساخته بودیم که در آن هوخشتره بارگاه ظلم آشوریان را به زور بازو فرو می ریخت و کورش درفش پارسی را از نیل تا سیحون می افراشت و سواران اشکانی، سربازان رومی را شکسته و پریشان رهسپار روم می کردند و آوازه عدل نوشیروان در گوش عالمی طنین افکن بود و پرویز، غرق در زیور و شکوه شاهانه، باربد و نکیسا را به صله های گران می نواخت، از تنگی حال در دامن فخر این جهان می آویختیم و از گوشه های تاریک آن به مدد خودپسندی و برکت ناآگاهی تند می گذشتیم. هر چند کتابهای تاریخ ما از آنچه ساسانیان با اشکانیان کردند و شاپور دوم با معاندان خود کرد و آنچه بر مانویان و مزدکیان از مخالفان رسید به کلی خالی نبود، اما گلچینی حافظه ما را بی یاور نمی گذاشت و چهره آراسته این جهان آبله گون نمی شد.

پورداود سرانجام به ایران رسید و تدریس زبانها و فرهنگ باستانی ایران در دانشگاه تهران به او واگذار شد. روز اولی که شروع به تدریس کرد دکتر صدیق برای معرفی اش همراه او به کلاس آمد. در کلاس بیش از حد معمول جمعیت بود. بهار و دکتر شفق و یکی دو تن استادان دیگر نیز برای شنیدن گفتار او حضور یافته بودند. با آغاز کار او دفتر تازه ای در برنامه ی دانشگاه گشوده می شد.

پورداود با لباس تیره ی آراسته و پاکیزه، قامت نسبتا کوتاه، چهره زیتونی و بینی عقابی و رفتاری آرام و بطئی در پیش، و دکتر صدیق درپس او وارد کلاس شدند و بعد از معرفی، پورداود درس خود را آغاز کرد. صدایی پر و خوش طنین داشت و اثر لهجه ی گیلان در کلامش محسوس بود. کلامش نیز مانند رفتارش آرام و آهسته بود واز این رو گاه که ناگهان سرعت می گرفت و مطبی از زبان کتابی به زبان محاوره نقل می کرد بخصوص مطبوع می شد.

پورداود فریفته تاریخ و آیین ایران باستان بود. از شاهدان ایران قدیم به سرافرازی یاد می کرد و به کیش آریایی و کیش زرتشت مهر می ورزید. تاسف او بر زوال دولت ساسانیان و غلبه تازیان بر غالب آثارش سایه افکن بود. از همه ی آنچه بر ایران رفته است تنها آنچه را ایرانی بود می پسندید و خوش می داشت.

پورداود بنیانگذار تحصیلات ایران باستان در ایران بود. شوقی که خود داشت در دیگران نیز اثر می کرد. در سالهایی که به تدریس اشتغال داشت علاقه به تحصیل زبانها و ادبیات باستانی ایران را در بسیاری دلها بیدار کرد. کمتر کسی مانند پورداود با موضوع درس و تحقیق خود همرنگ و هم آواز بود. به یاد دارم که یک بار درباهر مهر، ایزد زرتشتی، خطابه ای می خواند. مهر ایزدی دلاور و جنگجو ست و سواران در میدان نبرد از او یاری می جویند. قسمتی از سرود مهر در اوستا(مهریشت) سرودی حماسی است وقتی از این ایزد سخن می گفت حماسه ایران کهن که از لحن پهلوانی و گرمی کلام او می تراوید. گویی دلاوری در صحنه کارزار سخن می گوید. لرزش تارهای دل او بود که از خلال گفتارش به گوش می رسید.

پورداود فریفته تاریخ و آیین ایران باستان بود. از شاهدان ایران قدیم به سرافرازی یاد می کرد و به کیش آریایی و کیش زرتشت مهر می ورزید. تاسف او بر زوال دولت ساسانیان و غلبه تازیان بر غالب آثارش سایه افکن بود. از همه ی آنچه بر ایران رفته است تنها آنچه را ایرانی بود می پسندید و خوش می داشت. گیرنده ترین آثار او صفحاتی است که در مفاخر ایرانیان و یا حسرت بر استیلای بیگانگان نوشته است. در چنین آثار، نثر او لطیف تر و شوق انگیزتر از معمول است و از نمونه های برجسته نثر معاصر بشمار می رود. در این گونه آثار بود که قریحه شاعری او در نثرش آشکار می شد.

زمانی که من در دانشکده ادبیات تحصیل می کردم، خانه پورداود در کوچه ی درویش از کوچه های فرعی خیابان علایی در شمال بهارستان قرار داشت. وقتی که کار او در دانشکده تمام می شد، آرام و سرافراز، پیاده به طرف خانه می رفت. با آنکه پر متمکن نبود برخی شیوه های اشرافی داشت و زندگیش یادآور رسوم آزادگان بود. نسبت به دانشجویان و غالب کسانی که خواستار کتابهای او بودند کریم و گشاده دست بود. در سخن او هرگز توجه به امور مادی و کم و بیش حقوق و نظایر آن دیده نمی شد. در رفتار، شریف و آرام و مودب بود و شرمی باطنی او را از تندی و پرخاش باز می داشت. با آنکه جامعه زرتشتی او را بسیار محترم می داشت و خود را مدیون وی می شمرد، حتی برای امور مفید نیز از توسل به آنان شانه می زد. زبانش به تقاضا نمی گشت. نادر به دیدن کسی می رفت و غالبا در خانه می نشست. اما در خانه اش از همکاران و خویشان و دانشجویان به خوشرویی پذیرایی می کرد. هرگز جز تدریس شغلی نپذیرفت. طبعی خرسند داشت و از زیاده جویی به دور بود.

برگرفته از کتاب زمان و زندگی استاد پورداود

نوروز ثبت جهانی شد

روز جهانی نوروز تحت عنوان «فرهنگ صلح» در سازمان ملل ثبت شد.
پس از چند سال تلاش پی‌گیر ایرانیان و ایرانی‌تباران در سراسر جهان سرانجام جشن بزرگ نوروز ایرانی به عنوان «روز جهانی نوروز» در مجمع عمومی سازمان ملل به رسمیت شناخته شد.

مجمع عمومی سازمان ملل سرانجام در روز 4/12/88 قطعنامه «روز جهانی نوروز» را در چارچوب ماده 49 دستور کار خود و تحت عنوان «فرهنگ صلح» به تصویب رساند و برای نخستین‌بار در تاریخ این سازمان، نوروز ایرانی همزمان با یکم فروردین‌ماه برابر با 21 مارس را به‌عنوان یک مناسبت بین‌المللی رسمیت داد.

این قطعنامه که با همکاری مشترک کشورهای ایران، آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکیه، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان آماده شده بود، مورد حمایت عمومی کشورهای عضو سازمان قرار گرفته و به اتفاق آراء به تصویب رسید. قابل توجه است که سه کشور هند، آلبانی و مقدونیه نیز در روز رای گیری به کشورهای تهیه کننده این قطعنامه پیوستند.

ادامه نوشته