هنرو فرهنگ کهن هوریانی وماورا ی قفقازی-۲

 در حدود دو سدۀ بعد،(حدود2100پیش از میلاد)،ظروف رنگ شده ای وارد کیزوواتنا شد که از دورۀ سوم عصر مفرغ پیشین بود وبا ظروفی که در آلالاخ و نقاط دیگر در سمال سوریه به دست آمده بود،پیوستگی های مسلم داشت.تعدادی از این ظروف رنگ شده از منطقۀ الازیگ-ملطیه وبه نطر می رسد که متعلق به دورۀ کهن ماورای قفقازی باشد.هرچند این نفوذ ممکن است در مناطق دیگر نیز رسوخ کرده و از سوریه به سوی شمال وتا درۀ فرات گسترده شده بود.عصر مفرغ میانۀ کیلیکیه ای،با ورود این ظروف رنگ شده آغاز می شود وحال آن که برخی منابع  هیتی ها،یک برتری فرهنگی هیتیایی را درآن جا و چندین سدۀ پیش ازآن،درعصر مفرغ نشان می دهد.هیچ تاریخی حد وسطی برای ورود هوریانی ها به کیزوواتنا،که ممکن است درآن جا از حدود 2100پیش ازمیلاد اقامت کرده باشند موجه نیست،شاید آنان در شمال سوریه،یا جایی که ازآن آمده بودند،حضور داشتند

شواهدبالا مستلزم وجودخاستگاهی است که ازآن جا هوریانی ها به مناطق مجاور در جنوب وغرب هجوم بردند.این خاستگاه ممکن است،درمنطقه ای مرتفع بوده باشد.چه افرادی غیرازهوریانی ها می توانندفرهنگ پیشین ماورای قفقازی را برجای نهاده باشند؟تداوم فرهنگی کلی در منطقه مرتفع در سراسرهزاره سوم پیش ازمیلاد ادامه یافت وثبات نژادی را می رساند ودلیل آن روشن است که جمعیت از نژاد هوریانی بود ودرپایان هزاره چهارم پیش ازمیلاد،چنین وضعی داشته بودند.اعتراض به فرضیه تداوم نژادی شایدبراین زمینه استوار باشد که گنجینه های مایکوپ و گروهای تپه ای  بزرگ در دره کوبان وآلاکا((گورستان بزرگ درفلات آناتولی))،حاکی ازیک هجوم فرهنگی و حتی نژادی از استپهای شمالی آناتولی بوده است.شاید این نظریه تا اندازه ای متکی براین عقیده باشد که سبک جانوری که نخستین تجلی آن در ماکوپ دیده می شود،یک پدیده اصلی ساکنان استپ ها یعنی بیابانگردان شمالی بوده است.