علل سقوط شاهنشاهی ماد

با توجه به آنچه که تا بحال درباره شاهان مادی گفته شد ، بخصوص با توجه به گفته های هرودوت درباره سقوط حکومت ماد ، هرچند که اغراق آمیز و افسانه آمیز جلوه کند ، می توان به نتایج مهمی بدین قرار دست یافت :

- آستیاگ بر خلاف نیاکان خود ، که خویشتن را « داور » ، « قاضی » و « جنگجو » می نامیدند ، فاقد این سه صفت بود . شاهان پیشین عدالت پیشه بودند ، حق را به حق دار می رسانیدند و مردم از آنان راضی بودند ؛ در حالی که آستیاگ شخصی مغرور و سفاک بود و از عدل و داد وی خبری و روایتی نمی یابیم .

- حکومت بر پایه نیروی شیوخ قبایل ، فرماندهان سپاهی و اشراف اداری – روحانی استوار بود . آنان ارج و منزلتی فراوان داشتند ، در شوراها شرکت می کردند و با دل و جان ، نیروی خود را در اختیار شاهان قرار می دادند ؛ زیرا گذشته از مسائل تربیتی – اجتماعی ، منافع خود را در آن می دیدند ؛ در حالی که در زمان آستیاگ چنین نبود و در داستان شکست وی از کوروش ، به وضوح نمایان است که وی پایگاه خود را در نزد لااقل گروهی از اشراف و بخصوص فرماندهان سپاهی از دست داده است .

- عیش و عشرت و تجملات و تشریفات درباری ، طبقه حاکمه مادی ، بخصوص شخص شاهنشاه را از کار مملکت غافل کرده ، ثروت بیکران پایتخت و سایر نواحی ، قدرت تعقل بر آنچه را در اطراف می گذشت ، از آنان سلب کرده بود .

- خلاف آنچه درباره مادها گفته شد ، در نزد پارسها صادق است ؛ یعنی فرمانروایان پارسی چون مادی های اولیه ، از نیروی مادی و معنوی رؤسا و افراد قبایل استفاده کامل می کردند و آنان نیز ، متقابلاً چون شاهد ضعف درون دستگاه حکومت مادها و قدرت فزاینده خاندان هخامنش بودند ، همه توان خویش را در اختیار این خاندان نهاده بودند و در سر هوای سروری بر منطقه را می پرورانیدند .

- خاندان هخامنش که جای خویش را در پارس و زاویه جنوب غربی ایران ، در سرزمین عیلام ، به طور کامل گشوده بودند و تحت تابعیت مادها با حفظ استقلال داخلی به حکومت ادامه می دادند ، اینک با روی کار آمدن فرد شایسته ای چون کوروش ، که بعدها کوروش کبیر نام گرفت ، وقت آن می دیدند که دم از خودسری و استقلال کامل زنند ؛ زیرا هنگامی که دو شخصیت آستیاگ و کوروش را در برابر هم قرار می دهیم ، می بینیم که همه موارد سروری ، از جمله جنگاوری ، نیک نفسی ، آزادمنشی ، هوش و ذکاوت در کوروش موجود است ؛ در حالی که آستیاگ فاقد این صفات است .

- کوروش ، نوه آستیاگ بود و خون مادی نیز در رگهایش جریان داشت و اگر با فراهم آمدن همه زمینه های موجود ، بر نیای خود شورش می کرد و جای او را می گرفت ، راهی نادرست نسپرده بود ؛ گویی فردی از افراد مادی به حکومت دست یافته است ، با این تفاوت که این بار ، قوم پارس بر قوم ماد برتری می یافت .

                                                                            ادامه دارد ................................

یاریگانان این نوشتار :

- دیاکونوف ، ا . م .، تاریخ ماد ، ترجمه کریم کشاورز ، تهران ، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، ۱۳۴۵ خورشیدی .

- زرین کوب ، عبدالحسین ، تاریخ مردم ایران ، جلد اول ، تهران ، انتشارات امیر کبیر ، ۱۳۶۴ خورشیدی .

- فره وشی ، بهرام ، ایران ویج ، تهران ، انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ پنجم ، ۱۳۷۹ خورشیدی .

- کالیکان ، ویلیام ، مادیها و پارسیها ، ترجمه گودرز اسعد بختیار ، تهران ، انتشارات بی تا ، ۱۳۵۰خورشیدی .

- کامرون ، جورج ، ایران در سپیده دم تاریخ ، ترجمه حسن انوشه ، تهران ، انتشارات علمی فرهنگی ، ۱۳۷۴ خورشیدی .

- گیرشمن ، رمان ، ایران از آغاز تا اسلام ، ترجمه محمد معین ، تهران ، نشر چشمه ، ۱۳۸۰ خورشیدی .

- هرودوت ، تاریخ هرودوت ، ترجمه هادی هدایتی ، جلد اول ، تهران ، انتشارات دانشگاه تهران ، ۱۳۴۱ خورشیدی .