نوروز زايشي دوباره-بخش نخست
خسرو صادقی بروجنی www.koukh.blogfa.com
كوشش براي يافتن تاريخ آغاز جشن نوروز كاري بيهوده است وبراي دريافتن اين امر نبايد در پي چيزي بغرنج وپيچيده باشيم. آيين نوروز همانند پديد آمدن جوانه يا شكوفهاي، آرام وبي صدا ودرنهايت سادگي ،به خودي خود در جامعهاي ساده وروستايي پديد آمدهاست وازاين روي نميتواند آغازي بغرنج داشتهباشد.
چوپانان با چارپايانشان وكشاورزان با زمينهاي ديمي وآبي ودرختانشان هر قدر هم كه ساده وناآگاه باشند ،به سبب پيوند تنگاتنگ آهنگ شب وروز وگردش ماه وسال وچرخش سرما وگرما با كارشان نميتوانند با ضرباهنگ پيوستهیِ دگرگونيهاي طبيعت پيرامونشان بيگانه باشند. بنابراين يكي از ميزانهايي كه آشنايي باآن به خودي خود براي چوپانان وكشاورزان پديد ميآيد، شناخت زمان آيش وزايش است ودريافتن اين واقعيت كه طبيعت پيوسته و در فاصله هاي معيني دگرگوني ميپذيرد ومانند آدمي كار خود را از نوآغاز ميكند. همين آشنايي ديرين آدمي با شيوه كار طبيعت سبب ميشود كه ازشكوفهاي تا شكوفه ديگر واز اين زايش تا زايش بعدي را واحدي از عمرش به شمارآورد. در نتيجه‹‹نوروز›› درگذشتههاي دور سالگرد طبيعي چوپانان وكشت ورزان بوده است.
با اينكه در فرهنگ قديم ايران درهريك از ماههاي سال يك يا چند جشن كوچك وبزرگ داشتهاند ،فروردين يا نوروز به سبب گردش وچرخش سال از كهنه به نو وبراي اينكه روزنويي را براي ايرانيان آغاز ميكند، بزرگترين جشن ميهني به حساب آمده وهمچنان ماندهاست. فراواني گزارشها وافسانهها در مورد اين جشن كار بررسي را به سبب نياز به گزينش سره از نا سره دشوار ساخته است.
البته خود افسانه ها آن قدر اهميت ندارند كه ميل به آفريدن آنها. در جاي جاي كوشش وروي آوري ايرانيان سدههاي نخستين به افسانهها وپيوند زدن آن به نوروز، تلاش براي پاسداري از آييني كهن به چشم ميخورد. روزهاي نوروز، روزهاي ميزباني از فروهر هاست. از اين رو است كه اين ماه را فروردين ناميده اند. باور به فرود فروهرها در پايان هر سال، سبب شده است كه ايرانيان باستان وپيروان زرتشت، پنج روز پيش از پايان سال، به سبب ششمين گاهنبار وپنج روز پس از آن به سبب كبيسه يا نوروزي، روي هم ده روز، ميزبان فروهرها باشند وبا شير وپوشاك آنها را پذيرايي كنند.
در باره فروهرها گفتگوهاي زيادي شدهاست. ازآنجا كه زرتشت تأكيدي برآنها ندارد، اين مفهوم بايد ريشه در زمانهاي پيش از او داشتهباشد. فروهر همزاد نا ميراي آسمان هستي است. فروهرها گوهرهاي اصلي باشندگان جهان هستي اند وبه ماده خواه جماد، نبات، وحيوان وخواه موجودات ناپيدا وناديدني مانند عطر،بو، خيال وزيبايي، هستي ميبخشد. درباور ايرانيان، فروهرها به هنگام آفرينش بوده اند. آنها پيش از جهان وجود داشتهاند ودر پايان عالم نيز حاضر خواهند بود.