مانی ابتدا پيرو يکی از فرقه های مسيحی ماندائی يا زارئيان بود . اين دسته حضرت يحيی را پيغمبر حقيقی می دانست و عيسی را دروغگو می شمرد و با بی همسری و رياضت در زندگی مخالفت داشت . مانی پس از مطالعه آئين زردشت خود را مصلح آن شناخت . هند را سياحت کرد و با عقايد بودائی آشنا شد . سپس به ايران بازگشت و به تبليغ دين جديد پرداخت و آن را با اديان زردشتی و بودائی و مهری و مسيحی مطابقت داد ، ولی تحت تعقيب روحانيان زردشتی قرار گرفت و محکوم گرديد و در سال ۲۶۷ميلادی در شصت سالگی مصلوب شد .

اصل و مبدأ آئين مانی و علل ظهور آن

پس از سقوط و انقراض دولت اشکانيان و گسترش آئين مسيح که تغيير شکل يافته آئين مهر بود ( مشابهت های دينی مسيح با آئين مهر آنقدر زياد بود و به قدری در ساختن دين مسيح از آئين مهر کمک گرفته شده بود که برای پيروان آئين مهر آسان بود که دين مسيح را بپذيرند ؛ بدون اينکه احساس کنند از دين اصلی خود زياد فاصله گرفته اند .

- علامت صليب که خاص آئين مهر بود و بر پيشانی سربازان مهر داغ يا خال کوبی می شد ، علامت دين مسيح قرار داده شد .
- روز يکشنبه که روز خورشيد بود بيشتر در اثر تلقين پيروان مهر ، روز اول هفته مسيحيان شد و آن را روز خدای ما خواندند(Day of our Lord) .
- روز تولد مهر که در اول زمستان يعنی هنگام بلند شدن روزها ، پس از رسيدن به کوتاهترين زمان خود بود و روز تولد مهر شناخته می شد ، مسيحيان به عنوان روز تولد مسيح شناختند و آن را عيد کريسمس يا نوئل خود قرار دادند.
- مسيح مانند مهر در غار يا ( دالان دراز ) پا به عرصه وجود می نهد و مانند او از سنگ برخاسته به آسمان می رود .
- ميهمانی مقدس آخرين شام به طوری که در انجيل آمده با شام آخرين شب مهر شباهت دارد .
- هر دو از مادرانی باکره به وجود می آيند .
- هيچيک زن نمی گيرند .
- مهر با کشتن گاو موجب زنده شدن موجودات و تجديد حيات يافتن آنان می گردد و حضرت مسيح نيز مردگان را از گور بر می خيزاند .
- غسل تعميد در آئين مهر از ضروريات بود و همين امر جزو آداب اصلی مسيحيت گرديد .
- در جزو مراسم و آداب مهر اين بود که همه حاضران در خوردن از يک قطعه نان و آب ممزوج با شراب به عنوان هئومه شرکت می کردند و پيروان مسيح نيز در کليساها نان و شراب می خورند .
- ميترا در پايان جهان به اين عالم باز می گردد ، تا جهان را پر از عدل و داد کند و اشخاص صالح و درستکار را از اشخاص گناهکار جدا کند و به درستکاران شير مقدس يعنی هئومه ممزوج با روغن بدهد تا عمر جاويد يابند و حضرت عيسی نيز در پايان جهان به اين دنيا باز خواهد گشت .
- جزو مراسم آئين مهر ، ناقوس و روشن کردن شمع هست که هر دو در دين مسيح نيز به چشم می خورد .
- مهر ايزد عهد و پيمان است و جالب است که کتاب انجيل را نيز کتاب عهد جديد می نامند . مغرب زمين دين مسيح را به ايران فرستاد و به مرور در ايالت مرزی ارمنستان و نواحی ديگر بطور کامل بسط و انتشار يافت .

درست در همين زمان بود که دين مانی در ايران به وجود آمد . دين مانی در حقيقت ، آئينی است که از ترکيب دين زردشت و دين مهر و مسيحيت به وجود آمده است ، می خواست دينی يگانه و مشترک بين آنها بسازد و اگر اين فرض به موفقيت منجر می شد و مورد قبول همه واقع می گرديد ، خطر بزرگ دو دستگی دين و اختلافات آنها برای هميشه رخت بر می بست .

مانی وقتی به سن ۲۷رسيد ( ۲۴۲ميلادی ) روزی که شاپور اول تاجگذاری می کرد برای نخستين بار به انتشار دين خود پرداخت . شاپور اول گفتار مانی را پذيرفت و به اتباع خود دستور داد چنان کنند . اينکار بر زردشتيان سخت ناگوار آمد و موبدان اجتماع کردند تا وی را از اين عقيده منصرف سازند . ولی شاپور درخواست آنها را نپذيرفت .

مانی در اثبات عقيده خود کتابهايی چند به رشته تحریر درآورد ، از جمله کتاب " کنزالاحياء " است در شرح آنچه در نفس ، از جهت روشنائی مايه خلاص و از جهت تاريکی مايه فساد است و در اين کتاب افعال نکوهيده را به ظلمت نسبت می دهد . کتاب ديگری دارد به نام " شاپورگان " که نفس رهائی يافته و نفس درآميخته با اهريمنان و آلوده به کژی را شرح می دهد و نيز کتابی دارد به نام " الهدی التدبير " و دوازده انجيل که هر انجيل را به حرفی از حروف تهجی ناميده و نماز را بيان نموده و آنچه بايد در خلاص روح به عمل آيد توضيح داده است . کتاب ديگر وی " سفرالاسرار " است که آيات و معجزات انبياء را مورد طعن قرار داده است و بسياری کتابها و رساله های ديگر .

شاپور مدت ده سال به کيش مانی وفادار ماند ، تا اينکه موبد موبدان نزد او رفت و گفت : اين مرد دين ترا فاسد کرده است ، مرا با او روبرو کن تا با او مناظره و مباحثه کنم . شاپور آنها را روبرو کرد . موبد موبدان در صحبت برتری يافت و شاپور اول از ثنويت دين مانی برگشت و به مذهب زردشت درآمد . موبدان در صدد قتل مانی برآمدند . مانی ايران را ترک گفت ، زيرا شاپور اول او را به کشمير تبعيد کرده بود . وی پس از هند به ترکستان رفت و سپس به چين رهسپار گرديد . در چين طرفداران زيادی دور او جمع شدند . اين طرفداران جديد بيشتر ترکان آن ديار بودند و از همين جا بود که آوازه شهرت کارهای مربوط به نقاشی و تصوير گری او با آموزش جديد از صنعت گران چينی آغاز گرديد .

واقعه اعدام مانی

پس از مرگ شاپور ساسانی در سال ۲۷۲ميلادی مانی به ايران بازگشت . هرمزد اول مانی را به چشم احترام می نگريست ، اما وهرام ( بهرام ) اول ، برادر هرمز اول که پادشاهی عشرت طلب و سست عنصر بود ؛ مانی را بدست روحانيون زردشتی سپرد و آنان وی را چندان عذاب دادند تا زندگی را بدرود گفت . بنابر يک روايت ، مانی ، مصلوب شد و برخی گويند زنده زنده پوست او را کندند . بعدسرش را بريدند و پوست او را پر از کاه کرده ، به يکی از دروازه های شهر گنديشاپور خوزستان بياويختند ( ۲۷۵ يا ۲۷۶ميلادی ) و از آن پس آن دروازه به " باب مانی " موسوم گشت .

مانی مخترع خط جديد هم بوده ، دارای حروف مصوته ، که کتابهای مانويان پارتی زبان و پارسيک زبان و سغدی زبان و غيره به آن خط که مشتق از سريانی و ساده تر از آن است ، نوشته شده است . مانی ۶ کتاب نوشته و منشورهای بسيار به اصحاب و پيروان خود و شايد ديگران هم فرستاده که اسامی عده ای از آنها در ضمن فهرست ۷۶ رساله مانی و اصحاب او در کتاب الفهرست ابن نديم به ما رسيده است . پنج کتاب را به زبان آرامی شرقی ( که مانی در سرزمين آنان بزرگ شده بود ) نوشته و يک کتاب هم به نام " شاهپورگان " به پارسيک يعنی زبان جنوب غربی ايران نگاشته که بيشتر مندرجات آن راجع به معاد بوده است . يکی از کتابهای مانی معروف به " سفر الجبابره " است که قطعاتی از آن به زبانهای ايرانی بدست آمده و در زبان ايرانی به نام کتاب " کوان " خوانده می شد که جمع " کو " و مشتق از لغت اوستایی " کوی "  است که در زمان ساسانيان به معنی " جبار " استعمال می شده است . ديگر " کنزالاحياء " ، " سفرالاسرار " ، " فرقماطيا " که در مآخذ ايرانی ظاهراً " بنگاهيک " و در لاتينی شايد همان " اپيستو لاخوندار منتاء " معروف است . ديگر انجيل زنده يا انجيل مانی را نیز بايد نام برد . اين کتاب که قطعاتی از آن در آثار تورفان بدست آمده بر ۲۲ قسمت ، مطابق ۲۲ حرف تهجی آرامی بنا شده بوده است  و ظاهراً يک جلد آلبوم تصاوير که مبين و نشان دهنده مطالب کتاب بوده و در يونانی " ايقون" و در زبان پارتی " اردهنگ " و در پارسيک " ارتنگ " و در قبطی " ايفونس " و در کتابهای مانوی چينی " تصوير دو اصل بزرگ " ناميده می شد .