پیدایش جشن شده

داستان پدیدآمدن آتش و بنیاد نهاندن جشن سده در شاهنامه بدین گونه آمده است که هوشنگ با چند تن از نزدیکان از کوه می‌گذشتند که مار سیاهی نمودار شد. هوشنگ سنگ بزرگی برداشت و به سوی آن رها کرد. سنگ به کوه برخورد کرد و آتش از برخورد سنگ‌ها برخاست.

داستان كشف آتش در زمان هوشنگ، هیچگاه باور ایرانیان نبوده و از ساخته‌های جدیدتر است. این فرضیه امروزه مورد توجه بیشتر شاهنامه‌شناسان قرار گرفته و از جمله در نسخه‌های تصحیح شده آقایان، استاد جلال خالقی مطلق و مصطفی جیحونی، داستان كشف آتش به دلایل بسیاری در زمره بیت‌های افزوده شده و الحاقی شاهنامه آورده شده‌است. از سویی از این داستان در هیچیك از متون تاریخی مقدم بر شاهنامه و گاه متاخر بر آن یاد نشده است و همچنین می‌دانیم كه كشف آتش بسیار كهن‌تر از عصر هوشنگ است كه با توجه به اشاره‌های شاهنامه در باره چگونگی و دستاوردهای زندگی انسان در آن دوره (ساخت ابزار ریزسنگی، یكجا‌نشینی، آغاز كشت‌وزرع و اهلی كردن برخی حیوانات)، می‌بایست با دوره‌ای منطبق باشد كه در باستان‌شناسی بنام «میان‌سنگی/ مزولیت» (حدود ۱۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ سال پیش) خوانده می‌شود. و از سوی دیگر این بیت‌ها در ‌برخی نسخه‌های متقدم شاهنامه و از جمله كهن‌ترین آن (دست‌نویس فلورانس) وجود ندارد.

ابوریحان بیرونی در کتاب "التفهیم" و "آثارالباقیه" از پدید آمدن آتش سخنی نمی گوید بلکه آن را افروختن آتش بر بام خانه می داند که به دستور فریدون انجام گرفت و در نوروزنامه آمده است که: آفريدون… همان روز كه ضحاک بگرفت جشن سده برنهاد و مردمان كه از جور و ستم ضحاك رسته بودند، پسنديدند و از جهت فال نيک، آن روز را جشن كردندی و هر سال تا به امروز، آيين آن پادشاهان نيک عهد را در ايران و دور آن به جاي مي آورند.

در سال 323 هجری مردآویج زیاری در اصفهان جشن سده را با شکوه فراوان برپا کرد، به مناسبت جشن سده که توسط سلطان محمود غزنوی برپا شد، چنین سروده است:
سده جشن ملوک نامدار است        ز آفریدون و از جم یادگار است
فرخی نیز در ستایش از سلطان مسعود غزنوی گفته است:
جشن سده و سال نو و ماه محرم فرخنده در کنار ایزد بر خسرو عالم
در تاریخ بیهقی از برگزاری جشن باشکوه سده در دوران سلطان مسعود سخن به میان آمد که فروغ آتش آن از ده فرسنگی نمایان بود.
این جشن در عهد دیالمه به خصوص در دوره عضدالدوله با شکوه برگزار می شد و شعرای عصر، قصیده هایی را برای آن سروده اند. سلاطین غزنه مانند دیالمه، شب مذکور را با شکوه تمام جشن می گرفتند.
منوچهری که در سال 420 در خدمت سلطان مسعود بود، در قصیده ای راجع به این جشن می گوید:
آمد ای سید احرار شب جشن سده         شب جشن سده را حرمت بسیار بود.

برگزاری جشن سده اين چنين است:

در پسين (عصر) اين روز پس از خورنشست (غروب آفتاب)، سه تن از موبدان با جامه سپيد به سوی توده ای از هيزم خشك كه از پيش آماده گرديده، می روند و گروهی از جوانان كه آنان هم جامه سپيد بر تن دارند با فروزانه های (مشعل های) روشن، موبدان را همراهی می كنند. موبدان بخشی از اوستا كه بيشتر آتش نيايش است را می سرايند و موبد بزرگ با آتشدان و جوانان سپيد پوش با فروزانه ها، هيزم ها را می افروزند. گروه نوازنده از آغاز تا پايان جشن آهنگ مي نوازند و همه با شادی پيروزی روشن شدن آتش سده را جشن می گيرند و به اميد آنكه تا جشن سال ديگر روشنايی و گرمی در دل هايشان باشد به خانه باز می گردند.

و امروز:

آتش از ديرباز نزد ايرانيان نماينده پاكي، روشنايی و گرمی دل ها بوده است و خوشبختانه پس از سده ها پيكار آرام و خاموش براي پايداشت آيين زيباي ايراني، سده را هنوز در اين سرزمين اهورايی اشو زرتشت و هوشنگ شاه جشن می گيرند، و چه زيبا گفت آن بزرگ مرد ايرانی اشو زرتشت: ستيز من تنها با تاريكي است و برای ستيز با تاريكی، شمشير به روی تاريكی نمی كشم، فانوس می افروزم.

بن مایه این نوشتار:

شاهنامه فردوسی، تصحیح جلال خالقی مطلق، چاپ آمریکا: 1986، جلد یکم.

خالقی مطلق، جلال. گل رنجهای کهن، تهران: نشر قطره، 1380.

مرادی غیاث آبادی، رضا. جشن‌های مهرگان و سده، تهران: پژوهش‌های ایرانی، 1384.

رجایی بخارایی، احمدعلی. برگزیده شاهنامه فردوسی، به کوشش کتایون مزداپور، تهران : پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چاپ سوم ۱۳۸۱