شادروان دکتر احمدتفضلی

 درجای دیگر از کتیبه خود (س 11 به بعد) کرتیر به فتوحات شاپور اشاره کرده است. به گفته او شاپور سرزمین های خارجی (غیر ایرانی: انیران) بسیاری که نامشان را به تفصیل می آورد، فتح کرده و غارت نموده و به آتش کشیده و ویران کرده است، و کرتیر کوشیده تا نگذارد به آتش ها زیان برسد یا خزائن آتشکده ها به غارت رود و آنچه غارت شده بود، باز ستده و به جای اصلی خود باز گردانیده است. بعضی دانشمندان از این گفته چنین استنباط کرده اند که کرتیر در لشکر کشی های شاپور همراه او بوده است.17 اما در متن کتیبه هیچ نکته ای در تأیید این نظر وجود ندارد. مقایسه نام استان های ایرانی و غیر ایرانی مذکور در کتیبه شاپور و در کتیبه کرتیر این نظر را تأیید می کند که آنچه کرتیر ادعا می کند، مربوط به دوران بهرام دوم است و نه مربوط به زمان شاپور. درطی این سی سال فاصله میان نگارش دو کتیبه بعضی از استان های تصرف شده از اختیار ایران خارج شده بود و از این رو نام آنها در کتیبه کرتیر نیامده است.18 اقدامات یاد شده او نیز ناظر به دوران بهرام دوم است.

از روایت های گوناگون چنین بر می آید که شاپور نسبت به ادیان و مذاهب و افکار خارجی تسامح داشته است. مانی در زمان شاپور ظهور کرد و به حضور شاپور رسید و اجازه یافت دین خود را تبلیغ کند. به روایت ابن الندیم19 پیروز یکی از برادران شاپور واسطه ملاقات مانی و شاه بود و برادر دیگر او مهرشاه، فرمانروای میشان به مانویت گروید20 و مانی کتاب شاپورگان خویش را به فارسی میانه برای شاپور نوشت. درکتاب «مواعظ مانوی»21 به زبان قبطی از زبان مانی خطاب به بهرام اول آمده است که: « شاپورشاه خود مراتیمارمی داشت، و نامه هایی به سرزمین ها خطاب به بزرگان نوشت تا مرا پشتیبانی کنند.» انتشار مانویت در قلمرو ساسانی در دوران ساسانی که اثر دیرپایی داشت، مدیون همین روحیه تسامح بود که بی تردید پسند خاطر کرتیر نبود. از سوی دیگر در دینکرد (کتاب چهارم، ص 412) می خوانیم که «شاپور فرمود کتاب های مربوط به پزشکی، ستاره شناسی، حرکت، زمان و مکان و جوهر و عرض و کون و فساد وتغییروتحول، منطق ودیگرصنایع ومهارت ها را که ازدین (کتاب دینی، اوستا) منشعب بود، و در هندوستان و روم و سرزمین های دیگر پراکنده بود، باز گرد آوردند و با اوستا تلفیق کردند.» مؤلفان دوران اسلامی نیزدستور ترجمه کتاب های یونانی و هندی را به زمان اردشیر و شاپور نسبت داده اند.22 بنابراین، شواهد و مدارک دال برآن استکه کرتیر درزمان شاپورهمچنان روحانیی در مرتبه هیربدی بوده و آنچه در باره قدرت خویش دراین دوران اظهار داشته، گزافه گویی است.

شاپور در سال 273 (یا به نظر بعضی 270) در گذشت و پسرش هرمزد جانشین او شد و از این زمان بود که راه برای اجرای نقشه هایی که کرتیر طی سالیان دراز درسر می پرورد، هموار شد. کرتیر (کعبه زردشت، س 4) می آورد که این شاه او را کلاه و کمر که نشانه های اشرافیت بوده، بخشیده و او را به لقب «موبد اورمزد» (اهوره مزدا) مفتخر کرده است. درباره قدرت خود در زمان این شاه عیناً همان جملات پیشین را ذکر می کند. در دوران یکساله سلطنت هرمزد هنوز تسامح دینی دوران شاپور حکمفرما بود، زیرا درمتن مانوی به زبان قبطی که قبلاً از آن یاد کردیم، می خوانیم که «و شاه هرمزد همچنین کرد (یعنی مانند پدرش رفتار کرد)، زیرا پس از شاپور شاه من نزد او . . . بودم.»

هرمزد در سال 273 در 42 سالگی درگذشت و برادرش بهرام اول جانشین او شد. کرتیر (کعبه زردشت، س 6) درمورد قدرت خود در زمان این پادشاه همان جملات قبلی را عیناً می آورد و لقب خود را نیز همان «موبد اورمزد» ذکر می کند. به نظر می رسد که قدرت واقعی کرتیر از این زمان آغاز می شود و در دوران بهرام دوم به اوج خود می رسد. وی که سالیان درازی کینه مانی و مانویان را در دل داشت، دراین زمان توانست، نخست تضییقاتی برای این پیامبر و پیروان او فراهم آورد و سپس مانی را به قتل برساند. در زمان بهرام اول مانی از بابل زادگاه خویش خارج شد و بر سواحل دجله به سفر پرداخت و به نواحی گوناگونی که پیروان او به سر می بردند، سرزد. سرانجام درخوزستان به شهر هرمزد اردشیر که همان سوق الاهواز جغرافیانویسان دوران اسلامی و اهواز کنونی است، رسید و برآن بود که به سرزمین کوشان (درافغانستان کنونی) برود. مدتی در اهواز در صومعه ای پنهان ماند.23 سرانجام او را از ادامه سفر بازداشتند و به ناچار از اهواز به میشان، سرزمینی در دهانه دجله رفت و از راه دجله به تیسفون وارد شد. از آنجا به بیل آباد (جندی شاپور) به دربار بهرام اول احضار شد. دراین شهر محاکمه ای برای او درحضور شاه تشکیل دادند که درآن کرتیر نقش عمده را بر عهده داشت.24 این مطلب از متن مواعظ مانوی به قبطی نیز تأیید می شود که درآن نام این موبد به صورت کردل آمده است. بخش هایی از جریان ملاقات مانی با بهرام اول که به منزله محاکمه وی بود، درمتنی به فارسی میانه25ودر «مواعظ مانوی» به قبطی باقی مانده است. مانی سر انجام محکوم می شود و به زندان می افتد و درآنجا درمی گذرد. با این کار کرتیر بزرگ ترین دشمن خود را برای همیشه از میان برداشت. تعقیب و شکنجه و آزار مانویان از اقدامات بعدی او بود که تا پایان دوران بهرام دوم جانشین بهرام اول ادامه یافت.

بهرام دوم درسال 276 به سلطنت رسید. کرتیردرکتیبه های خود(کعبه زردشت، س 7 به بعد) به او که در هنگام سلطنت نوجوان بود علاقه خاصی نشان می دهد، وی راخصوصاً باصفات «رادو راست ومهربان ونیکوکردارو نیکوکار» می ستاید، و قدرت خود را با جملاتی همانند آنچه در مورد شاهان قبلی آورده، شرح می دهد. علاوه برآن مقامات جدید خود را ذکر می کند: «موبد و داور همه کشور»، «آیین بد» (رئیس تشریفات دینی) و« صاحب اختیار» آتش « ناهید اردشیر» و «ناهید بانو» در استخر. ارادت بهرام به کرتیر و نفوذ او بر شاه جوان بسیار است به طوریکه شاه لقب «منجی روان بهرام» را برعنوان قبلی او «موبد اورمزد» می افزاید (کعبه زردشت، س 9). امتیاز منحصر دیگری که بدو اعطا می کند این است که به وی اجازه می دهد کتیبه خود را زیر کتیبه شاپور بردیوار کعبه زردشت که ازبناهای سلطنتی بوده و در سه محل دیگر که به نقش های برجسته شاهان اختصاص داشته، نقش کند و در این سه محل نقش برجسته کرتیر نیزکه ازعلامت قیچی بر روی کلاهش قابل تشخیص است، دیده می شود.26 مقام او در روحانیت هم طراز مقام بهرام دوم در سلطنت است.

سرکوبی همه مذاهب جز دین زردشتی مقبول همگان (ارتدکس) مهم ترین اقدام اوست که از آن با افتخار سخن می گوید:«و کیش اهریمن و دیوان از قلمرو سلطنتی بیرون شد و آواره گشت، و یهودیان و شمنان برهمنان و نصاری و مسیحیان و مکتکان (؟)27 و زندیقان (مانویان) درکشور سرکوب شدند، و بت ها شکسته و لانه های دیوان ویران شد، و جایگاه و نشستگاه های ایزدان بنا گردید.» (کعبه زردشت، س 9 و10). سختگیری های او منحصربه دین ها وآیین های بیگانه نبود، او حتی تحمل مغان زردشتی را نیز نداشت که افکارشان با اندیشه های دینی او متفاوت بود: «دین مزدیسنی و مغان خوب را درکشورعزیزومحترم کردم و بدعت گذاران و مردان فاسدی (؟) را که میان جماعت مغان به دین مزدیسنی و اعمال ایزدان مطابق با مقررات دینی رفتار نمی کردند، عقوبت و تنبیه کردم تا آنان را اصلاح کردم.» (کعبه زردشت، س13و 14). به خوبی می بینیم که دیگر اثری از سیاست تسامح دوران شاپور برجای نمانده است و کرتیر دین و سیاست را چنان سخت و خشن به هم پیوسته است که تا پایان دوران ساسانی درآن خللی راه نمی یابد. این سیاست سختگیری کم و بیش درهمه این دوره ادامه می یابد تا آنجا که موجبات سقوط این حکومت را فراهم می آورد.

کرتیر همزمان و درکنار اقدامات سخت گیرانه خود، در بنا کردن آتشکده ها، تأسیس آتش ها، اختصاص درآمد موقوفات به آنها و تخصیص مستمری برای روحانیان و اجرای مراسم دینی در فصول مختلف و به مناسبت های گوناگون، چنانکه از کتیبه های او بر می آید، پیوسته کوشا بوده است. به گفته او در یک سال 6798 جشن فصلی (رَدُپَسّاگ) را اجرا کرده است.

یکی از اقدامات کرتیر برای حقانیت بخشیدن به اقدامات خود، معراج اوست که شرح آن را در دو کتیبه سرمشهد و نقش رستم آورده و در کتیبه نقش رجب به آن اشاره کرده است و نقش برجسته ای از آن در سر مشهد وجود دارد.28 شرح معراج متعلق به نوع ادبیاتی است که موضوع آن کشف و شهود و پیشگویی است و نمونه معروف آن در ادبیات پیش از اسلام ایران ارداویرافتامه است. امّا نگارش معراج نامه کرتیر از نظر زمانی متقدم بر ارداویرافنامه است که تألیف آن از اواخر دوره ساسانی و تدوین نهایی آن از قرن سوم هجری (نهم میلادی) است، گرچه هسته موضوع کتاب به دوران اوستایی باز می گردد.

درآغاز این بخش از کتیبه29 به روایت اول شخص آمده است که چون کرتیر از آغازکارنسبت به ایزدان و خداوندگاران مطیع و نیکخواه بوده است، خداوندگاران و ایزدان او را محترم و شریف داشته اند و او در زندگانی به مقام برجسته در کشور رسیده است. آنگاه از ایزدان خواسته است که همان گونه که در زندگانی چنین مقامی را بدو ارزانی داشته اند، در صورت امکان جهان دیگر را نیز بدو بنمایاند که بداند کارهای نیک این جهان و نیکوکاری و بدکاری درجهان دیگر چگونه است تا در امورمربوط به جهان دیگر با اعتمادتر و بهتر از دیگران شود. همچنین از ایزدان درخواست می کند راه شناختن بهشت و دوزخ را بدو بنمایانند و بدونموده شود که پس ازمرگ آیارستگاراست و "دین" وی را به بهشت می برد با اینکه گناهکار است و "دین" او را به دوزخ رهنمون می شود. . . .

با وجود اهمیت نقشی که کرتیر در سیاست دینی دوره ساسانی داشته است، جای شگفتی است که نام او حتی یک بار درکتاب های پهلوی زردشتی نیامده است ومنابع ارمنی وسریانی نیزدرمورد او خاموش اند. ازسوی دیگردرمتن های پهلوی و در منابع دوران اسلامی تنسر به عنوان موبد یا وزیر اردشیر نام معروفی است. بعضی دانشمندان از شباهت های میان دو و تنسر (درست آن توسر31) هر دو نام خاص اند نه عنوان.32 به علاوه اینکه تنسر در زمان اردشیر می زیسته، اما فعالیت کرتیر از دوران شاپور شروع شده است. از روایت های کتاب های پهلوی چنین استنباط می شود که فعالیت های تنسر با اقدامات کرتیر تفاوت داشته است. بنا به روایت دینکرد (کتاب چهارم، 412) «اردشیر شاهنشاه پسر بابک، به راهنمایی درست تنسر آن نوشته های دینیرا که پراکنده بود، در دربار گردآورد. تنسر اقدام کرد و آن بخشی را (که مورد قبول بود) پذیرفت و (مطالب) دیگر را از اعتبار ساقط دانست و این را نیز فرمان داد که: از این پس در نظر ما هرتعلیمی همان است که از دین مزدیسنان (منشعب) باشد، زیرا که اکنون از هیچ گونه آگاهی و دانش عاری نیست.» در کتاب های پهلوی هنگامی نام تنسر ذکر می شود که سخن از تدوین کتاب دینی زردشتیان است که این موبد در تدوین آن در زمان اردشیر نقش اساسی داشته است، و از این روست که نام وی در این مورد در کتاب های دینی زردشتیان برجای مانده است. از سوی دیگر سعی کرتیر به استقرار حکومت دینی وتشکیلات دینی وتلفیق دین ودولت معطوف بوده است واز اسناد باقی مانده خود اواستنباط نمی شود که به مسائل علمی دینی علقه ای داشته است. بنابراین شاید بتوان گفت تنسر نقش اجرایی چندانی در سیاست دینی اوائل دوران ساسانی نداشته است و بیشتر فرضیه پرداز و مدون آثار مذهبی بوده است تا سیاستمدار دینی، درحالی که کرتیر برعکس مجری سخت گیر سیاست های دینی بوده، و توجه وعلاقه بیش از حداو به سیاست نام او را از نوشته های دینی زدوده است.*

---------------------------------------------------------------

* برگرفته از یکی قطره باران، جشن نامه استاد دکتر زریاب خوئی، به کوشش احمد تفضلّی، تهران 1370. صص. 721-737.

---------------------------------------------------------------------------------------

زیرنویس ها:

 17. De Menasce, Annuaire de L' Ecole pratique des Hautes Etudes, 1956, P. 5.

18. ن. ک. به: مقاله ژینیو (مذکور در قبل)، ص 92 و بعد.

19. منقول در تقی زاده- افشار شیرازی، مانی و دین او، ص 151.

20. ن. ک. به: تقی زاده، همان مأخذ، ص 8؛ نیز به:

Sundermann. Berliner Turfantexte 11, Berlin, 1981, P.106, fn. 7.

در متن مانوی شرح گرویدن او به دین مانی افسانه وار آمده است. ن. ک. به: زوندرمان، همان مأخذ، ص 101 به بعد و نیز به:

M. Boyce, A Reader in Manichaean Middle Persian and pPrthian, Leiden, 1975, P. 37.

21. Polotsky, Manichaische Homilien, Stuttgart, 1934, P. 46ff.

22. از باب نمونه ابن الندیم، الفهرست، به کوشش تجدد، تهران 1352، ص 300.

23. ن . ک. به: زوندرمان، همان مأخذ، ص 70.

24. به این مطلب دریکیازقطعات متون مانوی به پارتی اشاره شده است. ن . ک. به: کتاب بویس، متن m، ص 44؛ زوندرمان، همان مأخذ، ص 71.

25. بویس، همان مأخذ، متن n، ص 44.

26. در مورد علامت کرتیر و نقش های برجسته او ن. ک. به: هینتز که نظریات او را پرویز رجبی، بررسی های تاریخی، س 6، 1350. ص 27 به بعد بر شمرده است. در مورد تندیسه مفرغی کرتیر ن. ک. به: یحیی ذکاء، آینده، ص 12، ش 11-12، 1365، ص 735 به بعد.

27. به نظر بیلی این کلمه به معنی مغتسله است ن. ک. به:

H. W. Bailey, Revue des Etudes Armeniennes, NS., 14, 1980. PP. 7-10.

28. ن. ک. به: ص 723، ح 2.

29. در مورد معراج کرتیر ن. ک. به:

Ph. Gignoux, Acta Iranica, 21,1981, PP. 244-265.

و خصوصاً به:

P. Skjaervo, "Kirdir's Vision". AMI 16, 1983, PP. 296-306.

30. ن . ک. به: ژینیو، کتیبه سرمشهد، ص 409. نیز به:

Kellens, Iranica Antiqua, 10, 1973, P. 136; Acta Iranica 4, 1975,PP. 458-82.

31. نام توسر در کتیبه های پهلوی آمده است و از آنجا که در خط پهلوی "و" و "ن" یک نشانه دارند، توسر به اشتباه تنسر خوانده شده است.

32. ن. ک. به:

M. Boyce, The Letter of Tansar, Rome, P. 9 f

 کلمات کلیدی:"کرتیر"ساسانیان"کعبه زرتشت"نقش رستم"کتیبه سرمشهد"