شادروان دکتر احمدتفضلی

پایه گذاری سیاست اتحاد دین و دولت در ایران قبل از اسلام به اردشیر ساسانی نسبت داده شده است.1 برطبق روایت طبری2 خاندان اردشیر متولی آتشکده ناهید در استخر فارس بوده اند، و طبیعی است هنگامی که اردشیر به قدرت رسید در پی این بوده باشد که دین مزدیسنی را که در زمان اشکانیان درکنار حکومت قرار داشت با حکومت یکی سازد و از آن به عنوان حربه سیاسی بهره برد. عامل اجرای این سیاست از زمان اردشیر به بعد موبدی زردشتی به نام کرتیر3 بوده که در مدت سلطنت شش پادشاه (اردشیر تا نرسه) می زیسته است. قدیم ترین منبعی که نام وی درآن آمده، کتیبه سه زبانی شاپور اول در کعبه زردشت واقع در نقش رستم است که پس از سال 257 و احتمالاً در 262 میلادی نگاشته شده است.4 در این کتیبه شاپور فهرستی از بزرگان عهد خود و پدرش را ذکر می کند. درمیان بزرگان زمان اردشیر نام کرتیر با لقب هیربد (در متن صورت قدیمی ایهربد Ehrbed)) یاد شده است. . . کرتیر نیزدر کتیبه هایش که بعداً در باره آنها بحث می کنیم، لقب خود را در زمان شاپور هیربد ذکر می کند. ذکر"کرتیرهیربد" در زمره بزرگان دوران اردشیر در کتیبه شاپور دلالت قطعی بر این ندارد که وی واقعاً چنین لقبی را در زمان اردشیر داشته است، بلکه محتمل تر این است که شاپور او را با لقبی که در زمان خود داشته، ذکر کرده است. در زمان اردشیر کرتیر بسیار جوان بوده، ولی احتمالاً از چنان استعدادی برخورداری داشته است که نامش در زمره بزرگان دربار این شاه بیاید. به هرحال، اگر هم کرتیر عنوان هیربدی را در اواخر دوران اردشیر به دست آورده باشد، مسلماً در تمام دوران شاپور با همین عنوان روحانی باقی مانده و ترفیع مقامی نداشته است. این روحانی زردشتی در کتیبه هایش نیزکه به مقام وموقعیت خود ازدوران سلطنت شاپوربه بعد می پردازد، فقط از اردشیر (درآغاز کتیبه سر مشهد و نقش رستم) نام می برد بی آنکه به موقعیت خود اشاره ای بکند. آخرین بار نام او در کتیبه پایکولی (پایقلی) نرسه درمیان مستقبلین این شاه در یاپکولی، به صورت «کرتیر موبد اورمزد» ذکر می شود.5

کتیبه نقش رستم

از کرتیر چهار کتیبه به فارسی میانه (پهلوی) در دست است و از مطالب آنها و به کمک بعضی از اسناد دیگر می توان به شخصیت او و فعالیت هایش پی برد. این چهار کتیبه عبارت اند از:1) کتیبه سرمشهد که در 36 کیلومتری مغرب دهستان جرّه و هشتاد کیلومتری جنوب کازرون واقع است. کتیبه در بالای صخره کنده شده و دسترسی بدان دشوار است. این کتیبه را ژینیو6 منتشر کرده است. در بالای کتیبه نقشه برجسته ای از بهرام دوم کنده شده که کرتیر نیز درآن دیده می شود.7 2) کتیبه نقش رستم که در زیر نقش کرتیر قرار دارد و بسیار آسیب دیده است و از نظرمضمون شبیه به کتیبه سر مشهد است.8 3)کتیبه کعبه زردشت که در ضلع شرقی دیوار کعبه زردشت درزیر تحریر فارسی میانه کتیبه بزرگ شاپور نگاشته شده است.9 این کتیبه نسبت به دو کتیبه قبلی خلاصه تر است. 4) کتیبه نقش رجب که در نقش رجب بر دامنه کوه رحمت در فاصله یک کیلو متر و نیمی جنوب استخر (تخت طاووس کنونی) و در حدود سه کیلومتری شمال تخت جمشید واقع است.10 در قسمت چپ کتیبه تصویر کرتیر بر صخره نقش شده است.11 این کتیبه نیز نسبت به کتیبه های قبلی خلاصه تر است. از میان این کتیبه ها، کتیبه سر مشهد به احتمال قوی تحریر اصلی است12 که احتمالاً در اواخر سلطنت بهرام دوم در حدود سال 290 میلادی نگاشته شده است. نگارش سه کتیبه دیگر کمی پس از این زمان یا به احتمال ضعیف تر در اوائل سلطنت بهرام سوّم انجام گرفته است.13

کتیبه نقش رجب

مضمون کتیبه سرمشهد و نقش رستم به هم شبیه است و می توان آن را به دو بخش تقسیم کرد: بخش اول مشتمل است بر معرفی کرتیر و ذکر القاب و عناوین او در زمان شاهان مختلف و شرح فعالیت های دینی و سیاسی او. این بخش از کتیبه از جهت دربرداشتن فعالیت های این روحانی و نیز اشتمال بر فهرستی از ایالات ساسانی دارای اهمیت است.14 بخش دوم کتیبه شرح معراج کرتیر است. کتیبه کعبه زردشت کرتیر فقط مشتمل بر بخش اول است، و کتیبه نقش رجب فقط به قسمت دوم کتیبه سرمشهد (و نقش رستم)، یعنی معراج کرتیر، اشاراتی دارد، ولی شرح جزئیات درآن نیامده است. بنابراین بخش اول متن کرتیر در سه کتیبه سرمشهد و نقش رستم و کعبه زردشت آمده و از میان آنها کعبه زردشت از همه سالم تر مانده است و ما دراین مورد بیشتر به این کتیبه استناد می کنیم.

کتیبه سرمشهد

نفوذ کرتیر از زمان شاپور اول شروع می شود. همان گونه که قبلاً آمد، وی در زمان اردشیر مقام عمده ای نداشته است و احتمالاً از این روست که نام اردشیر را فقط در دو کتیبه بزرگ خود (سرمشهد و نقش رستم) می آورد و در کعبه زردشت نام او را ذکر نمی کند. اما نفوذ او در زمان شاپور تا چه اندازه بوده است؟ از گفته خود کرتیر چنین برمی آید که وی بزرگ ترین قدرت دینی را دارا بوده، یا به هرحال قدرتی کم نظیر داشته است. در آغاز نوشته او می خوانیم که شاپور او را در امور ایزدی، هم در پایتخت و هم در سرزمین ها و نواحی گوناگون، در سراسر کشور از همه مغان کامکار تر و مسلط تر کرد (کعبه زردشت، س1 به بعد). با پشتیبانی از این حمایت و اعتماد شاه به دست او «کارهای ایزدان» افزایش یافت و آتش های بسیار برپا شد ومغان بسیاری شادمان ونیکبخت شدند، وبرای بسیاری ازآتش ها(آتشکده ها) و مغان اسناد به امضا رسید که درآخر همه آنها نوشته شده بود: «کرتیر هیربد». منظور او از «کارهای ایزدان» (کردگان یزدان) موقوفات و امور مربوط به آنهاست که طبعاً موبدان سرپرستی آنها را بر عهده داشتند و منبع مالی خوبی برای آنان بود. عیناً همین عبارات را کرتیر در مورد قدرت خود در دوران شاهان بعدی نیز می آورد. بی تردید وی چنین قدرتی را در زمان بهرام دوم دارا بوده است، ولی ادعای برخورداری از چنین قدرتی در زمان شاپور مبین این است که وی برآن بوده تا قدمت آن را به زمان شاپور برساند. کرتیردردنبال این مطلب ادعامی کند که امور آتش هایی که شاپور آنها را تأسیس کرده و فهرست آنها را در کتیبه خود (دربالای کتیبه کرتیر) آورده، همه را بر عهده وی گذاشته و به اوگفته بوده است که: «این «خانه بنیادین» (بُن خانَگ) تو را باشد، هرچه برای اعمال ایزدان و برای ما بهتر است، همان کن.» منظور از «این خانه بنیادین» همان ساختمان کعبه زردشت است که شاپور آن را ظاهراً برای حفظ اسناد و مدارک مربوط به آتش هایی که تأسیس کرده، اختصاص داده بود و در کتیبه ای که به یادبود پیروزی هایش بر رومیان نگاشته، از آنها نام برده بود.15 این ادعای اخیر کرتیر در کتیبه نقش رستم نیز که فاصله کمی با کعبه زردشت دارد، ذکر شده است و تاحدی نابجا به نظر می رسد. امّا در کتیبه سرمشهد ذکری از آن نیست، زیرا فاصله سر مشهد از کعبه زردشت بسیار زیاد است و اشاره به «این خانه بنیادین» دراین کتیبه البته مناسبتی نداشته است.16 به هر حال چنین می نماید که این ادعای کرتیر تا اندازه ای اغراق آمیز و به دور از حقیقت باشد، زیرا شاپور در کتیبه خود ذکری از آن به میان نمی آورد و حتی نام کرتیر در فهرست بزرگان زمان این شاه نیست. علاوه براین، اگر کرتیر چنین اهمیتی را دارا بود، شاه باید او را ترفیع مقام می داد و لقب موبد راکه بعدها یافت، بدو می بخشید. باید توجه داشت که کتیبه کرتیر سی سالی پس از کتیبه شاپور و در دورانی نگاشته شده که کرتیر در اوج قدرت خود بوده است.

سرچشمه این جستار:ایران نامه » سال هفدهم » شمارۀ ۲ بهار ۱۳۷۸

* برگرفته از یکی قطره باران، جشن نامه استاد دکتر زریاب خوئی، به کوشش احمد تفضلّی، تهران 1370. ص. 721-737.

------------------------------------------------------------------------

زیرنویس ها:

1. «دین و ملک هردو به یک شکم زادند دو سیده، هرگز از یکدیگر جدا نشوند، و صلاح و فساد و صحبت و سقم هردو یک مزاج دارد» (نامه تنسر، به تصحیح مینوی، تهران، 1354، ص 54 و تعلیقات، ص 136). نیز ن. ک. به عهد اردشیر، به کوشش احسان عباس، بیروت، 1387 ه. ق،1967م.، ص 53 بند 4 و تعلیقات آن ص 124، نیز شاهنامه، چاپ مسکو، (557-187-7 به بعد).

2. به کوشش دو خویه، یک، ص 814.

3. احتمالاً تلفظ نام او کردیر بوده است. ولی درباره اشتقاق آن اتفاق نظر حاصل نشده است. درمتون مانوی نام اوبه صورت Kyrdyr میآید که نشان می دهد "ت" در املای این کلمه در کتیبه های پهلوی، املای تاریخی است و تلفظ آن "د" بوده است. این نظررا صورت کلمه درمتون قبطی مانوی (کردل) نیزتأیید می کند. مسلم است که کرتیر نام خاص بوده است و نه عنوان. اشخاص دیگری را به این نام می شناسیم از جمله کرتیر پسر اردوان از بزرگان اوائل دوران ساسانی که نامش در کتیبه شاپور (متن فارسی میانه، س 35، پارتی س 28) و نیز در متن M3 از متون مانوی آمده است. همچنین این نام دراسماء مرکب برروی مهرهای ساسانی دیده می شود.

4. ن. ک. به: مقاله هنینگ در مجله زبان های شرقی لندن (BSOS) ،ج 9، 1939، ص 845.

5. H.Humbach and P.O. Skjaervo, The Sassasian Inscription of Paikuli, Part 3. 1, by Skjaervo, Wiesbaden, 1983, P.41.

6. Ph. Gignoux, "L' inscription de Kartir a Sar Mashhed", JA 256,1968, PP. -387-418.

7. درباره این نقش حدس هایی زده شده است، جدیدترین و مقبول ترین نظر را در این مورد کالمایر ابراز داشته است. به نظر او این نقش در واقع تصویری است از معراج کرتیر و زنی که در نقش دیده می شود، "دین" است که کرتیررا همراهی می کند و در متون زردشتی پس از مرگ به صورت دوشیزه ای همراه روان است. ن. ک. به:

P. Calmeyer und H. Gaube, "Eine edlere Frau als sie habe ich nie gesehen", Acta Iranica, 24, Leiden, 1985, PP. 43-60.

8. این کتیبه دوبار ترجمه شده است:

J. Bruner,"The Middle Persian Inscription of the priest Kirder at Naqsh-i Rustam", Sludies in Honour of G. Miles, Beirut,1974,PP. 97-113; Ph. Gignoux, "L' inscription de Kirder a Naqsh-i Rustam" Studia Iranica, 1, 2,1972, PP.177-205.

9. از آن چند ترجمه در دست است:

M. Springling, Third Century, Iran, Sapor and Kartir, Chicago, 1953; M. L. Chaumont, "L' inscription de Kartir a la Ka' bah de Zoroastre", JA, 248, 1960, PP. 339-380; W. Hinz, "Die Inschrift des Hohenpriesters Karder am Turm von Naqsh-e Rustam. AMI,NF. Bd. 3, 1970, PP. 951-965.

و ترجمه فارسی مقاله اخیر: پرویز رجبی. مجله بررسی های تاریخی، س 6، ش مسلسل 33، ص 54-66.

10. درمورد ترجمه های آن ن. ک. به: شپرنگلینگ، همان مأخذ قبل. همچنین

R. N. Frye, "The Middle Persian Inscription of Kartir at Naqsh-i Rajab", 11J 8, 1065, PP. 211-225; W. Hinz, "Mani and Karder, La Persia nel Medioevo, Roma, 1971, P. 496ff.

11. کرتیر را از روی علامتی که شبیه به قیچی است و بر روی کلاه او دیده میشود، می توان تشخیص داد. این کشف را مرهون هینتز هستیم:

W. Hinz, Altiranische Funde und Forschungen, Berlin,1969, P.189ff

درباره نماد قیچی بر روی کلاه کرتیر بحث هایی شده است. ن. ک. به:

W. Eilers, "Das Schere des Kartir", Baghdader Mitteilungen, Bd 7,1974, PP.71-83.

12. ن. ک. به:

Gignoux, "Etudes des variantes texuelles des inscription de Kirdir", Le Museon, 86, 1973, PP. 193-216.

13. ژینیو، همان مأخذ، ص 215.

14. ن. ک. به:

Gignoux. "La liste des provinces de I' Eran dans les inscriptions de Shabuhr et de Kirdir", AOH, 19, 1971, PP. 83-94.

15. درمورد اینکه ساختمان کعبه زردشت به چه منظوری بوده است، بحث فراوان شده است. از میان همه آنها نظر هنینگ که آن را محل نگاهداری اسناد در دوران ساسانی دانسته مقبول تر است. به نظر ژینیو این محل خاص نگهداری اسناد مربوط به موقوفاتی بوده که در کتیبه شاپور ذکر شده است. ن. ک . به: مقاله یاد شده از او در Museon ص 206 به بعد.

16. ن. ک. به: ژینیو، همان مقاله، ص 204.