روز نوزدهم هر ماه «فروردین» نام دارد و نوزدهم فروردین جشنی برگزار می‌شود، به نام «فروردینگان» که به آن «فرودگ» نیز می‌گویند. «فروردین» به معنای «فروهرها» و ماه فروردین؛ ماه فروهرها و این جشن در بزرگداشت فروهرهاست.

استاد پورداوود، در کتاب فرهنگ ایران باستان درباره «فروردين» می نویسد: «فرور» يا «فرورد» از يك واژه‌ فرس هخامنشي به ما رسيده است. اين واژه در يك نام ویژه در سنگ نپشته‌ي بهستان (كتيبه بيستون) به جا مانده. فرورتي برابر است با واژه‌ي اوستايي «فروشي» Fravashi كه در پهلوي «فروهر» Fravahr شده است. فروشي در اوستا يكي از نيروهاي نهاني (قواي باطني) است كه پس از درگذشت آدمي با روان و دين (وجدان) از تن جدا گشته به سوي جهان مينوي گرايد.

آن چنان كه در اوستا آمده فروشي (فرورتي) نيرويي است كه اهورمزدا از براي نگهداري آفريدگان نيك ايزدي از آسمان فرو فرستاد و نيرويي است كه سراسر آفرينش نيك از پرتو آن پايدار است. پيش از آن كه اهورامزدا جهان خاكي را بيافريند، فرورد هر يك از آفريدگان نيك اين گيتي را در جهان مينوي زبرين بيافريد و هر يك را به نوبه‌ خود از براي نگهداري آن آفريده جهان خاكي، فرو مي‌فرستد و پس از فنا و زوال آفريده‌، فرورد آن، ديگرباره، به سوي آسمان گرايد و به همان پاكي و تقدس ازلي بماند. اما چنان كه گفتيم هيچ وقت كسي را كه بدوي تعلق داشته فراموش نمي‌كند و هر سال يك بار به ديدن وي مي‌آيد و آن هنگام «جشن فروردين»، است، يا روزهايي كه از براي فرود آمدن فروهرهاي نياكان وپاكان و پارسايان اختصاص يافته است....

در سنت زرتشتی آمده است که؛ ساخت و سرشت هر انسان از پنج عنصر تشکیل شده است: روان، جان (اساس زندگی)، فروشی («خود» آسمانی او)، وجدان و تن. فروهر یا فروشی بخشی از وجود مینوی انسان است که روح اهورایی نگه دارنده اوست. هر بدی که آدمی بر زمین کند، بر «خود آسمانی» او اثر نمی‌گذارد و تنها وجود زمینی انسان است که به سبب گناهانش در دوزخ رنج می‌برد. به زبانی دیگر، فروهر، روح جاودان و اهوراداده آدمی است که پیش از زایش وجود دارد و پس از مرگ نیز پایدار می‌ماند. خواهان آمرزش شدن برای درگذشتگان، پس از مرگ، آرزو و خواهش برای پاکی روان است و سرانجام روان به فروشی خود می‌پیوندد. و این از آنجاست که فروهرها یکسره پاکند و از یاوران نیروهای اهورایی به شمار می‌آیند و منش انسان را در نبرد با اهریمن یاری می‌کنند.

                                        

امروزه، در جشن فروردینگان (فرودگ)، زرتشتیان سر مزار درگذشتگان خود می‌روند و برای خشنودی روان­ها عود و کندر آتش می‌زنند، و بوهای خوش بر آتش می­نهند، گل و گیاه و میوه و شمع و لرک (میوه های خشک و خام؛ پسته، بادام، فندق، برگه هلو، سنجد، کشمش ،‌ انجیر خشک، خرما، توت) بر سر مزار می‌گذارند.

 خانواده ­هایی که از یک سال پیش تاکنون درگذشته­ای داشته­اند، سفره­ای در آرامگاه می­گسترانند و بر آن عکسی از درگذشته به همراه روشنایی، سبزه، آب و خوراکی­های سنتی می­گذارند و موبد بر آنها اوستا می­خواند و پس از خواندن اوستا، که در واقع تبرک می شود، بين مردم تقسيم می کنند و نیز از آشنایان و کسانی که به آنان سر می­زنند، پذیرایی می­کنند. «ميزد» نيز برای انجام مراسم آماده می شود. ميزد؛ سفره آیینی است که بر آن ميوه­های تر، سیر و سِداب، سیروگ، آش و دیگر خوراکی­ها می­گذارند که برای اجرای تشريفات آفرينگان­ خوانی گسترده می­شود . همچنین نان­های مقدسی هم بر این سفره می­گذارند. نوعی از این نان در روغن کنجد درست می­شود و نان گردی است به نام «سیروگ»( این نان مانند نان روغنی است که مسلمانان در جمعه آخر سال درست می­کنند، به قبرستان می­برند و به مردم می­دهند). موبدان لباس سپید پس از نیایش همگانی به سرایش آفرینگان(همازور فروردینگان)می­پردازند و از روان و فروهر درگذشتگان و هماروانان یاد می­کنند.

از شگفتی های این جشن این است که ایرانیان برای درگذشتگان خود جشن می­گیرند تا هم خود شاد باشند و هم اینکه برای درگذشتگان خود آرزوی شادی روان کنند، تا روان درگذشته­ شان به فروهران پاک بپیوندند.