هوریانی ها(قوم های کهن) - بخش سوم
هنر و فرهنگ کهن هوریانی و ماورای قفقازی-1
در دولتهای شمالی سوریه،سنت هیتیاتی با یک فرهنگ بومی تکامل یافته،بر اساس اصل و منشاء بین النهرینی به رقابت پرداخت و درآن جا،با آمیزه ای از سبک های مختلف مواجه می شویم.پیدایی ناگهان هنر تندیس سازی ازسنگ،درآغاز دولت جدید هیتیایی،به طور کلی،هیتیایی نیست،بلکه هوریانی است،براین اساس که،بسیاری از جنبه های ویژه آن در سوریه خصوصا تل حلف،یافت شده است تا فلات ایران.بر اساس این فرضیه،هیتیایی ها نقشمایه های اصلی هنر هوریانی را در سده پانزدهم پیش ازمیلاد اقتباس کردند.آن هم در زمانی که هوریانی ها در مذهب و ادبیات هیتی ها نفوذ فراوان داشتند.
برای تعیین محل جمعیتی که دارای فرهنگ پیشین ماورای قفقازی در بافت خاورمیانه باستان بود.جایی که درآن جا مدارک مکتوب،اطلاعات تاریخی ناچیزی عرضه می کندکه به نظر شایسته و درخورمی آید.شناخت هیأت ظاهری از لحاظ مردم شناسی نیز کمک کننده نیست،و منابع مکتوب موجود از خود این منطقۀ مرتفع تا سدۀ نهم پیش از میلاد،با روی کارآمدن اوارتو نیز ما را هیچ گونه یاری نمی دهد.قدر مسلم این است که،زبان اوراتویی بسیار نزدیک به زبان هوریانی بوده است،به طوری که علی رغم احتیاطهای برخی از زبان شناسان،می توان زبان اوراتویی را مربوط به زبان هوریانی متأخر دانست.
می توان مردم اوارتور را از لحاظ نژادی هوریانی بدانیم واین نتیجه را با سکونت عدۀ زیادی از هوریانی ها در شمال سوریه وشمال بین النهرین،در هزارۀ دوم پیش از میلاد را ،نمی توان رد کرد.الواح به دست آمده از نوزی و آلالاخ جزو منابعی به شمار می روند که، گواه حضور هوریانی ها در قوس مرکزی هلال خصیب(حاصلخیز)است.مورسی لیس اول،پادشاه هیتی ها،که حمله های برق آسا بر بابل کرد و در حدود1595 پیش از میلاد،سلسله حموربی را ازمیان برداشت و به کاسی ها،که قومی عمدتاً از نژادهند و اروپایی بودند و ازکوههای زاگروس وارد دشتهای اکد شده بودند فرصت داد که بر بابل مسلط شوند و چهار سده در آن جا باقی بمانند.مورسی لیس به هنگام بازگشت از بابل،درحالی که غنایمی بسیار همراه داشت،از سرزمینی که سپاهیان او مجبور به عبور ازآن بودند،از سوی هوریانی ها آسیب بسیار دید.
هوریانی ها در کرانۀ مدیترانه،جایی که برخی از شهرهای فنیقی مانند آرواد که هنوز در سده های متأخر نامهای هوریانی خود را حفظ کرده بوند،اقامت گزیدند وسپس محل اسکان خودرا به سوی غرب وبه طرف کیزوواتنا وبعدها کوئه وبعداً کیلیکیه ادامه دادند ودر آنجا نفوذ شدیدخود را در دربار هیتی ها ونیز بر مراسم دینی و دولت جدید هیتیایی در سدۀ سیزدهم وتا اندازۀ کمتری در نسلهای یشین،ادامه دادند.عنصر هوریانی در جمعیت کیزوواتنا وارد دشتی شد که پیش ازآن،اقوام هند واروپایی از گروه لوویایی ساکن شده بودند.گروه لوویایی دراصل،از شمال غربی آناتولی بودند، و ورودشان(در حدود2300پیش ازمیلاد)دورۀ سوم آغاز عصر مفرغ مربوط کیلیکیه را نشان می دهد.
در حدود دو سدۀ بعد،(حدود2100پیش از میلاد)،ظروف رنگ شده ای وارد کیزوواتنا شد که از دورۀ سوم عصر مفرغ پیشین بود وبا ظروفی که در آلالاخ و نقاط دیگر در سمال سوریه به دست آمده بود،پیوستگی های مسلم داشت.تعدادی از این ظروف رنگ شده از منطقۀ الازیگ-ملطیه وبه نطر می رسد که متعلق به دورۀ کهن ماورای قفقازی باشد.هرچند این نفوذ ممکن است در مناطق دیگر نیز رسوخ کرده و از سوریه به سوی شمال وتا درۀ فرات گسترده شده بود.عصر مفرغ میانۀ کیلیکیه ای،با ورود این ظروف رنگ شده آغاز می شود وحال آن که برخی منابع هیتی ها،یک برتری فرهنگی هیتیایی را درآن جا و چندین سدۀ پیش ازآن،درعصر مفرغ نشان می دهد.هیچ تاریخی حد وسطی برای ورود هوریانی ها به کیزوواتنا،که ممکن است درآن جا از حدود 2100پیش ازمیلاد اقامت کرده باشند موجه نیست،شاید آنان در شمال سوریه،یا جایی که ازآن آمده بودند،حضور داشتند.
بدین لحاظ،هوریانی ها را می توان عنصری درتمدن خاور نزدیک،در فراسوی مناطق مرتفع قبل از2000پیش از میلاد به شمار آورد.دلیل این مدعا نام های افراد هوریانی درالواح اکدی(حدود2340-2180) پیش ازمیلاد،درچغار بازار،درکنار رود خابور است.حضور آنها درکناراین شعبۀ قابل کشتیرانی فرات بدان مفهوم است که هوریانی ها،حتی در آن زمان،شروع به دستیابی به تجارت پر درآمد بین النهرین کرده بودند،که از طریق لشکرکشی ها وفعالیتهای تجاری سارگون ازآگاده(اکد) وجانشینانش،به ویژه نارام- سین توسعه یافته بود،این لشکرکشی ها،ضمن آن که تا اندازه ای موجب دستیابی به هدفهای سنتی بود،سبب ایجاد بازارهای تازه شده وشاید برقراری بازرگانی کوچ نشینان تجارت پیشه آشوری در کانش،درآناتولی مرکزی را تسهیل کرده و موجب تأسیس کوچ نشینهای دیگری شده باشد.این کوچ نشین ها در سرزمینهای حاتی ها بود تا در سرزمین هوریانی ها.اما راه مهمی تا آناتولی مرکزی از طریق الازیگ،که بعدها هیتیایی ها آن را ایسووا می نامیدند،وجود داشت.جمعیت این منطقه،از طریق ارتباط آن با شمال سوریه بود که احتمالاً،هوریانی به شمار می آمدند.